مرتضى راوندى
179
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ايشان دوستان به حق و برادران به صدق باشند و آن طايفه كه ملاطفت براى مجازات حال و مراعات وقت واجب بينند و مصالح كارهاى دنياوى اندر آن به رعايت رسانند مانند صيادانند كه دانه براى سود خويش پراكنند نه براى سيرى مرغ ، هركه در دوستى كسى نفس بذل كند ، درجه او عالىتر از آن باشد كه مال فدا كند : و الجود بالنفس اقصى غاية الجود ( يعنى بخشيدن جان منتهاى بخشش است ) و پوشيده نماند كه قبول موالات و گشادن راه مؤاخات و ملاقات با تو مرا خطر جانى است و اگر بدگمانيئى صورت بستى هرگز اين رغبت نيفتادى . لكن به دوستى تو واثق گشتهام و صدق تو در تحّرى ( طلب كردن ) مصادقت من از محل شبهت گذشته است ، و از جانب من آن را با ضعاف ( چند برابر ) مقابله مىباشد . امّا ترا يارانند كه جوهر ايشان در مخالفت من چون جوهر توست ، وراى ايشان در مخالصت من موافق راى تو نيست ، ترسم كه كسى از ايشان مرا ببيند قصدى انديشد . زاغ گفت : علامت مودت ياران آن است كه با دوستان دوست و با دشمنان دشمن باشند . و امروز اساس محبت ميان من و تو چنان تأكيدى يافت كه يار من آن كس تواند بود كه از ايذاى ( آزردن ) تو بپرهيزد و طلب رضاى تو واجب شناسد . و خطرى ندارد نزديك من انقطاع ( گسستگى ) از آنكه با تو نپيوندد و اتصال برو از دشمنانكى تو ببرّد . به عزايم ( عزم كردنها ) مرد آن لايق كه اگر از چشم و زبان ، كه ديدبان تن و ترجمان دلاند ، خلافى ( مخالفت ) شناسد به يك اشارت هردو را باطل گرداند ، و اگر از آن وجه رنجى بيند عين راحت پندارد . عضوى ز تو گر دوست شود با دشمن * دشمن دوشُمَر تيغ دوكش زخم دوزَن . . . و باغبان استاد را رسم است كه اگر در ميان رياحين گياهى ناخوش بيند برآرد . موش قوى دل بيرون آمد و زاغ را گرم بپرسيد ، و هردو به ديدار يكديگر شاد گشتند . . . » « 1 » مرزباننامه مرزباننامه يكى از كتب گرانقدر نثر فارسى است كه به همت اسپهبد مرزبان بن رستم بن شهريار بن شروين بن رستم بن سرخاب ابن قارن به رشته تحرير درآمده و بعدها سعد الدين و راوينى آن را از لهجهء طبرى به فارسى درى برگردانيده است ، مرزبان ، يكى از ملوك طبرستان و از خاندان آل باوند است ، در اينجا ذكر اين مطلب ضرورى است كه آل زيار يا زياريان ، سلسلهيى از امراء پادشاهان حدود گرگان و طبرستان هستند كه از 316 ه . ق در آن منطقه حكومت و
--> ( 1 ) . همان كتاب ، « باب دوستى كبوتر و زاغ . . . »