مرتضى راوندى
17
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اهميت تاريخى كتيبهها اهميت تاريخى كتيبههاى ميخى پارسى باستانى ، بيرون از حدّ است كتيبههاى مزبور اسنادى اصيل و تاريخى است كه بر حيات مردم ايران و سرزمينهاى مجاور آن در اواسط هزاره اول قبل از ميلاد پرتو مىافكند و با وقايعى كه نقل مىكنند همعصر مىباشند و به همان صورتى كه دو هزار و پانصد سال پيش نقل شده ، بهدست ما رسيده است و دستخوش هيچگونه دستكارى و تصحيح نگشته است ، اين كتيبهها ، تاريخچهء تاسيس امپراتورى هخامنشيان و اصل و تبار سلالهء زمامدار ، و مبارزه بهخاطر تاج و تخت و غيره مىباشد ، اطلاعاتى كه كتيبهها دربارهء كشورها و نواحى جزو پادشاهى هخامنشى و حدود آن مىدهند مهمتر است ، مثلا داريوش اول در يكى از كتيبههاى خويش كه در استخر نقل شده ، چنين مىگويد : اين پادشاهى كه من دارم ، از سكايان كه آن سوى سغدند تا حبشه از هند تا سارد اين كشورها كه تحت حكومت من درآمدند ، به خواست « اهورامزدا » من شاه آنها هستم ؛ پارس ، شوش ( سوزيانا ) بابل ، آشور ، عربستان ، مصر ، ايالت كنار دريا ، ساردها ، يونيه ، ماد ، ارمنستان ، كاپادوكيّهء ، پارت ، درانگيانا ، هرهيه ، خوارزم ، باكتريا ( باختر ) سغد ، كاندارا ، اسكيتى ، ساتاگيديه ، آراخوزيه ، مكران ( بر روى هم 23 كشور ) . . . اين كشورها كه تحت حكومت من درآمدند به خواست اهورامزدا ، فرمانبردار من هستند ، براى من خراج مىآورند ، هرچه از طرف من به ايشان گفته مىشد ، چه شب ، چه روز ، همان توسط ايشان مجرى مىگشت . » « 1 » . . . اراضى وسيعى كه در تحت حكومت مركزى شاهان هخامنشى درآمده بود ، نه از لحاظ اقتصادى و نه از نظرگاه فرهنگ و زبان ، واحد كامل و يكدست را تشكيل نمىداد و اقوام و قبايل بسيارى كه جزو شاهنشاهى مزبور بودند ، هريك زندگى اقتصادى خاص خويش را تعقيب مىكردند و از خود سنن فرهنگى ديرين داشتند ، به زبان خويش سخن مىگفتند - مورّخان به اخبار و اطلاعات مربوط به مبارزهء قبايل و اقوام مزبور ، مبارزهيى كه بهخاطر آزادى و استقلال خويش مىكردند ، توجّه عميق مبذول نمىدارند ؛ مردم آسياى ميانه و قفقاز و ديگر سرزمينها ، عليه خراج سنگين و شركت اجبارى در لشگركشيها ، بارها شورش كردند ؛ شاهان هخامنشى در كتيبههاى خويش از شورشهاى اقوام مزبور و اقداماتى كه براى اطفاى نايره شورش بهعمل آوردهاند ، سخن مىگويند . - مثلا به شهادت كتيبهء بىستون ، فقط در سال اول سلطنت داريوش اول ( از پاييز سال 522 تا پاييز سال 521 ق . م ) شورشهاى ايلام و بابل و ماد و آشور و مصر و پارت و مرغانّيه و قبايل سكايى
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 117 به بعد