مرتضى راوندى
18
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و ديگر بخشهاى شاهنشاهى و حتى خود پارس ( پرسيد ) فرونشانده شد . نمايندگان قبايل و اقوام ساكن سرزمينهاى پيشگفته ، در تصاوير كتيبه آرامگاه داريوش در نقش رستم به لباسهاى محلّى خويش ملبّس و خطوط رخسارشان نيز از ملّيت آنان حكايت مىكند . . . در كتيبهها از ساختمان كاخهاى عظيم ، ترعههاى بزرگ و از آن جمله ساختمان ترعهاى كه نيل را به درياى سرخ متّصل مىكرد سخن گفته شده است . ناگفته نگذاريم كه بسيارى از كشورهاى تابع هخامنشيان ، نظير بابل و مصر ، از لحاظ سطح فرهنگ و تمدن و آشنائى با علوم و فنون و حرف و صنايع گوناگون بر كشور متبوع ، يعنى بر كشور جوان و تازه به دوران رسيدهء هخامنشى تفوق و برترى داشتند ، به همين مناسبت ، غالبا با قيامهاى استقلالطلبانه مىكوشيدند ، هرچه زودتر يوغ اسارت را از گردن خود بردارند ، و از پرداخت ماليات و تحويل سرباز رهايى يابند . زبان و سبك انشاى كتيبهها بهنظر آى . م . ارانسكى ، زبان كتيبههاى ميخى پارسى باستان از لحاظ ساختمان دستورى ، به زبان اوستا ، فوق العاده نزديك است ؛ جنبهء تصريفى زبان كتيبهها نيز مانند زبان اوستا بسيار بارز است . نامها سه جنس دارند : ( مذكر و مونث و ميانه ) همه اسامى هشت حالت دارند : ( حالت فاعلى ، حالت اضافه ، حالت مفعول اليهى ، حالت مكانى ، حالت تعويقى و حالت ندايى ) كه هريك با پسوند خاصى مشخص مىگردند ؛ اسامى از لحاظ عدد نيز تغيير مىكنند ( مفرد و جمع و ندرتا تثنيه . . . ) اشكال فعل نيز متنوع است و از انواع ريشههاى فعلى تشكيل مىشود و هريك پسوند خاص خود دارند ، كه شخص و عدد و زمان و صرف و حالت آنها را مشخص مىسازند . ساختمان دستورى زبان كتيبهها ، موضوع مطالعهء بسيارى از دانشمندان سرشناس قرار گرفته و تاكنون كاملا در آن تحقيق بهعمل نيامده است ، تعداد لغات كتيبهها چندان زياد نيست و البته نمىتوان از روى آن دربارهء لغات زبان پارسى باستانى داورى كامل كرد ؛ كتيبهها ، حاوى تعدادى لغات كه از زبانهاى سامى و دگر السنهء غير هند و اروپايى آسياى مقّدم به وام گرفته شده ، مىباشد و اگر نقشى را كه اقوام مختلف تابع هخامنشيان ، در زندگى اقتصادى و فرهنگى دولت ايفا كردهاند ، در نظر گيريم ، توجيه اين وضع آسان است . - زبان كتيبهها ساده و عارى از تصنّع و هنرنمايى است ؛ اصطلاحات و القاب و موارد خطاب به خدايان و غيره بهطور كلى يكنواخت است ، از انشاى كتيبهها نيك معلوم است ، كه آن زبان فاقد سنن ادبى استوار و ديرين بوده است ؛ در بعضى از