مرتضى راوندى
168
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نشده و در تحول فكرى و تغيير اخلاق او موثر نيفتاد ، وى نهتنها با علماى ظاهر طرف بود ، بلكه با متصوفهء عصر خود كه ظاهر شريعت را مهمل مىگذاشتند . . . نيز مخالفت مىورزيد و ايشان را از اهل بدعت مىپنداشت ، و در همه مراتب رعايت ظواهر را لازم مىدانست و اعمال شرعى را از بهترين وسايل وصول به حقيقت مىشمرد . » « 1 » غافل از اينكه كردار و عمل او با مبانى مذهبى و اخلاقى مطلقا سازگار نبود ، چه در قرآن كريم با صراحت تمام ، سوء ظن و تجسّس و جاسوسى در احوال ديگران گناهى است بزرگ و نابخشودگى ، چنان كه در سورهء « حجرات » آيه 12 آمده است : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ ، إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ، وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ . ترجمه : اى مردم از سوء ظن و پندار در حق يكديگر اجتناب كنيد ، كه برخى ظنّ و پندارها معصيت است و هرگز از احوال درونى يكديگر تجسس مكنيد و غيبت يكديگر روا مداريد ، آيا شما دوست مىداريد گوشت برادر مردهء خود را خوريد ، البته كراهت و نفرت از آن داريد ، از خدا بترسيد كه خدا بسيار توبهپذير و مهربان است . قطع نظر از خصوصيات اخلاقى كه تا حدى از شهرت ادبى او كاسته ، خواجه عبد إله انصارى نخستين كسى است كه در عالم ادبيات « سجع » را در « نثر » اختراع كرده و از اين حيث بر استاد سخن سعدى شيرازى فضل تقدم داشته است . « 2 » در غالب نوشتههاى خواجه ، آثار تكلّف و تصنّع مشهود است ولى با وجود اين نثرش دلنشين و بعضى از آثار منظوم و منثور او خواننده را منقلب و متاثر مىگرداند و قسمتى از آنها به واسطهء لطف معنى و شور حقيقى كه از آن ظاهر است ، اندكاندك در زبان فارسى به جاى « مثل » به كار مىرود ، مثل اين جمله : « اگر كاسنى تلخ است از بوستان است ، و اگر عبد إله مجرم است ، از دوستان است . » با اينكه سعدى در رعايت سجع و استعمال جملات موزون به خواجه عبد إله اقتفا كرده ، ولى چنان كه پوشيده نيست به مراتب در اين هنر بر مقتداى خود پيشى گرفته است ، فى المثل در اين جمله : « چنين گويد پير بازارى ، عبد إله انصارى ، كه در روزگار جوانى ، چنان كه افتدودانى . . . » كه سعدى ، قسمت اخير را كاملا در گلستان به كار برده است . » « 2 » منتها با عباراتى روانتر و شيوهيى به مراتب دلنشينتر . وفات خواجه به سال 481 هجرى ( 1088 ميلادى ) اتفاق افتاده است . آثار او : آثار ادبى خواجه متعدد و در درجه اول عبارتست از عدهيى از رسائل ، مانند :
--> ( 1 ) . مباحثى از تاريخ ادبيات ، پيشين ، ص 304 به بعد ( 2 ) . نقل و تخليص از مباحثى از تاريخ ادبيات ، پيشين ، ص 304 به بعد