مرتضى راوندى

122

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

يكى از تشويق‌كنندگان فردوسى ، در نظم شاهنامه بوده‌ست ، زيرا پسران محمد عبد الرزاق و اميرك توسى كه على التّحقيق از مربيان و منعمان فردوسى بوده‌اند و با او دوست و همدست و طبعا همفكر بوده‌اند و عاقبت هم در وفادارى نسبت با بو على سيمجور از ميان رفتند ، و ميرك توسى با او هم‌زنجير گرديده و فردوسى ظاهرا دربارهء رابطه او با اين اميرك مىگويد : نه زو زنده دارم نه مرده نشان * به چنگ نهنگان مردم‌كُشان مامونيان همان پادشاهانى هستند كه دربار آنها مجمع بزرگترين علما و حكماى ايرانى مانند ابو ريحان و ابو على سينا و ابو سهل مسيحى و غير هم بوده است و در شعوبى بودن اين علما نيز ترديدى نيست ، خاصه ابو ريحان بيرونى . اين جنبش كه در خراسان يك بار در قرن سوم پيش آمده است نتيجهء روشن و مستقيم انتشار خداينامه و ساير كتب پهلوى است كه گفتيم در قرن دوم به وسيله ابن مقفع و ديگران و در واقع به تشويق و ترغيب برمكيان و آل سهل ترجمه شده و در ظرف يك قرن در اكناف ايران منتشر گرديده و اثر شگرفى در قلوب مردان سياسى ايرانى پيدا كرده بود و نفرت درونى نجباى ايرانى ، از غدر و مكر دربار بغداد نيز مزيد علت شده و فكر ايجاد دولتى مانند دولت ساسانى ، همه سركشان و ارباب همم عاليه را برانگيخته بود . هرچند اين دولتهاى كوچك به‌تدريج در دولت بزرگ سامانى تحليل رفت و آنچه باقيمانده ، صيد سرپنجه غزنويان گرديد ، اما همانطور كه خود آن دولتها در سامانيان تحليل رفتند ، فكر و انديشهء آنان نيز ضميمهء فكر سامانيان شد ، رجال صاحب فكر در دربار بخارا گرد آمدند ، خانواده جيهانيان و خانواده بلعميان و دانشمندانى نظير ابو طيّب مصعبى ، كه همه مردان فاضل و صاحب تاليف و نويسندگان نامى بودند . « 1 » » احياء جشنهاى ملى غير از احياء زبان و ادبيات فارسى ايرانيان براى حفظ موقعيت و استقلال خود در احياء و برگزارى جشنهاى ملى اصرار مىورزيدند ، از جمله جشن نوروز كه در نخستين روز از نخستين ماه ( فروردين ) سال شمسى آغاز مىگردد ، و در حقيقت جشن آغاز بهار و سال نو به‌شمار مىرود و مورد علاقه تمام ايرانيان بوده و هست . علاوه‌براين توده مردم تا قبل از حملهء مغول هنگام جشن سده و مهرگان و ديگر جشنهاى باستانى مراسمى برقرار مىكردند ،

--> ( 1 ) . سبك‌شناسى ، پيشين ، ص 165 به بعد ( به اختصار )