مرتضى راوندى

108

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نيست زيرا بسيار مشكل است كه كسى بتواند درحالىكه از روى نوشته مىخواند چنان سخن‌سرائى كند كه تأثير مطلوب را ببخشد . و ليكن مواردى هست كه شخص مجبور است چنين كند يا از جهت اينكه قوهء ارتجال ندارد و حافظه هم‌يارى نمىكند كه سخنى را كه تهيه كرده به حافظه بسپارد يا از آنرو كه سخنى بايد بگويد كه در آن از الفاظ و عبارات معين يك ذره تخلف جايز نيست و به احتياط اينكه مبادا از اشتباه در لفظ و عبارت نتايج بد حاصل شود بايد گفتار را از روى نوشته خواند در اين صورت بايد كوشيد كه صوت و لحن و حركات و نگاه و كليهء احوال در هنگام سخن‌سرائى به مقتضاى حال باشد تا تأثير دلخواه از آن حاصل شود ، يا لا اقل تأثير ناگوار نبخشد . از اين وجه در سخن‌سرايى بهتر آنست كه گفتار را از پيش بنويسند و به حافظه بسپارند و از بر بسرايند به شرط آنكه همچون از برخوانى شاگرد مدرسه نشود كه از روى نوشته خواندن از آن بهتر است و ليكن بهترين وجه سخن‌سرايى آنست كه گفتار را در خاطر خويش تهيه كرده آماده سازند و در موقع ، به مدد يادداشتها يا اگر قوهء حافظه سرشار است بدون آن براى شنوندگان بسرايند جز اينكه اين وجه سخن‌سرايى مهارت و تسلط بسيار لازم دارد . آداب سخن‌سرائى : در هرحال براى اينكه گفتار دلپسند و سخن مؤثر شود ، سخن‌سرايى آداب و شرايطى دارد كه بايد رعايت كرد و هرچند اين كار هم مانند قسمتهاى ديگر سخنورى استعداد خاص لازم دارد ذكر آن آداب و متنبّه‌ساختن به آنها سودمند است و مقتضى است كه به اصول و كليات به اجمال اشاره كنيم و آنچه در اينجا گفتنى است دو قسم است يا راجع به حافظه است يا مربوط به حركات و سكنات و لحن و آواز . حافظه : از آنچه در بالا گفتيم مىتوان دانست كه قوهء حافظه در امر سخن‌سرايى مدخليت تام دارد تا آنجا كه بايد گفت كسى كه قوهء حافظه‌اش بسيار ضعيف است بهتر آنست كه از خطيب بودن دست بردارد زيرا مواردى كه بتوان از روى نوشته سخن‌سرايى كرد بسيار معدود است و سخنورى حقيقى آنست كه سخن از بر گفته شود خواه ارتجالى باشد خواه نباشد . قوهء حافظه براى سخنور نه‌تنها از آن‌رو ضرورت دارد كه بتواند سخن را از بر بسرايد بلكه در كليهء امور سخنورى به سخنور مدد گرانبها مىنمايد به اين معنى كه سخنور هرقدر مطالعاتش بيشتر و محفوظاتش زيادتر باشد سخن‌آفرينى و سخن‌پردازى