مرتضى راوندى
109
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بهتر مىكند و مخصوصا بر سخنورى ارتجالى تواناتر است زيراكه ذخيرهء فراوان از افكار و معانى در خاطر داشتن مايهء اصلى سخنورى است كه سخنور اگر براى تهيهء گفتار مجال دارد و مىتواند به منابع و ماخذ خارجى مراجعه نمايد در همين امر به او يارى و كارش را آسان مىكند و اگر مجال كم است بايد به ارتجال سخن بگويد و به ذخيره خاطر خود مراجعه كند . » سپس فروغى ضمن بحث در پيرامون سخن و سخنسرايى ، نقشى كه صوت و لحن و حركات و سكنات گوينده در شنونده دارد ، مطالبى مىنويسد ، بهنظر فروغى : « سخن را بايد چنان سرايند كه اولا معنى آن بهخوبى دريافته شود ، ثانيا در نفس شنونده تأثير كند . . . بدن گوينده نبايد بهكلى بىحركت باشد ، اما نه حركات جلف و سبك و از افراط در حركات هم بايد پرهيز كرد . . . بطور كلى در سخنرانى ، متانت و وقار را نبايد از دست داد ، عصبانى و پريشان نبايد شد ، خود را نبايد باخت ، اما آفت بزرگ سخنورى و سخنسرايى تصنّع و تكلّف است ، بايد طبيعى سخن گفت و اين منتهاى هنرمندى است ، مقلّد كسى نبايد شد كه بسيار ركيك است ، از جلوهگرى بر منبر و غط يا خطابه بايد دست برداشت ، اقناعشنوندگان را بايد درنظر گرفت نه اعجاب ايشان را ، در يك جمله بايد توجه كنيم كه هر گفتارى با لحن و صوت و حركات و اشارات خاصى همراه است . . . در خانه اگر كس است همين اندازه بس است . » « 1 » اكنون كه از بحث در كليات ، فارغ شديم به شرح احوال شاعران و گويندگان نامدار مىپردازيم : رودكى ابو عبد الله جعفر ابن محمد رودكى در شمار نخستين شعراى پارسىگوى است . صاحبنظران ولادت رودكى را به حدس در اواسط قرن سوم و وفات او را در حدود 329 ه . ق مىدانند . او در قريهء « بنج » كه مركز ناحيه رودك سمرقند بود ، متولد گرديد و چون معاصر سامانيان بود به مدح آن خاندان پرداخت و از نصر ابن احمد و وزيرش ابو الفضل بلعمى صلههاى فراوان گرفت و بين رجال سياسى آن دوران ، موقعيت ممتازى كسب كرد . از آغاز حيات و كيفيت تحصيلات وى اطلاع دقيقى در دست نيست و بهطورىكه از فحواى اشعار و خصوصيّات زندگى او استنباط مىشود ، از دوران كودكى كور و نابينا نبوده است ، چنان كه عوفى صاحب لباب الالباب در شرح حال او مىگويد : « چنان ذكى و
--> ( 1 ) . محمد على فروغى : به نقل از نمونه نثر فصيح فارسى معاصر ، پيشين ، از 96 تا 102 . ( به اختصار )