مرتضى راوندى

82

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

به عمال خود ، دستور داد كه از اخذ جزيه از تازه مسلمانان خوددارى كنند و در گرفتن ماليات ، از حدود عدل و انصاف قدم فراتر نگذارند . چون سياست عادلانهء اين مرد سد راه تجاوز بود ، و طبقهء حاكمه كه گردانندهء واقعى حكومت بودند ، او را مؤمن و مصمم ديدند ، براى حفظ منافع طبقاتى خويش ، وى را مسموم كردند . جانشينان او ، بار ديگر ، به ستمگرى به ملل غير عرب ادامه دادند . در نتيجه ، ايرانيان و ديگر ملل مغلوب از تحميلات آنان بيزار شدند و به قول نرشخى ، عده‌اى كفر آوردند و بر سران عرب شوريدند ، و مخصوصا ايرانيان براى كسب استقلال سياسى و اقتصادى ، به مبارزه‌اى وسيع و دامنه‌دار دست زدند . در همين ايام ، داعيان و مبلغين محمد بن على ، رهبر عباسيان ، به خراسان و ديگر نقاط روى آوردند و مردم را به قيام عليه بنى اميه تبليغ كردند . مبلغين و داعيان وعده مىدادند كه اگر بر بنى اميه پيروز گردند ، ايرانيان را در ادارهء كشور شريك خود خواهند كرد و از ميزان خراج به نفع طبقات محروم ، خواهند كاست . ولى چنان كه ضمن مطالعه در تاريخ اين دوران ديديم ، عباسيان پس از آنكه به يارى ايرانيان و به رهبرى ابو مسلم بقدرت رسيدند ؛ به مواعيد خود ، عمل نكردند و در راه تخفيف مالياتها و تقليل بيگاريها و تأمين آسايش خلق ، قدمى بر نداشتند . تنها در اين جريان ، اشراف و مالكين بزرگ ايرانى و كسانى كه عملا با سران عرب در راه سرنگون كردن خلافت بنى اميه همكارى و همقدمى كرده بودند ، سود جستند و به حكومت و فرمانروايى رسيدند . سفاح و منصور ، نخستين خلفاى عباسى ، دريافتند كه براى تثبيت موقعيت خود ، بهتر است كه اشراف ايرانى را در كار حكومت مداخله دهند و از تجارب مردانى چون خالد بن - برمك ، به نفع خود ، استفاده كنند . به نظر محققان شوروى ، يكى از موارد اختلاف بين ابو مسلم و عباسيان اين بود كه « وى ، علىرغم خلفا و اطرافيان نزديك ايشان ، معتقد بود به مواعيدى كه مبلغين عباسى ضمن دعوت مردم به قيام عليه امويان داده بودند ، بايد وفا شود . بيشتر گفتگو بر سر تقليل خراج و بيگارى بود . » « 1 » ولى عباسيان كه به قدرت رسيده بودند ، چندان علاقه‌اى به انجام تعهدات خويش نشان نمىدادند . پس از قتل ابو مسلم ، تودهء مردم دريافتند كه عباسيان ، مانند بنى اميه ، به نفع اكثريت قدمى بر نمىدارند . از اين دوره به بعد ، چنان كه بتفصيل ضمن تاريخ سياسى اين دوران ديديم ، قيامهاى متعددى از طرف مردم ، عليه عباسيان صورت گرفت . غير از مقنع ، سنباد ، استاد سيس ، و بابك خرم دين و چند تن ديگر ، كه افكار مزدكى داشتند ، اكثر سردارانى كه به زمامدارى رسيدند ، به فكر آسايش خلق نبودند . چنان كه مازيار پس از آنكه به حكومت كوهستان مأمور شد ، بر آن شد كه از زير يوغ خليفه خود را خلاص كند . ولى بجاى آنكه به مردم تكيه كند ، براى ساختن استحكامات ، مردم را از كشاورزى بازداشت . « تعدى و ظلم را به جائى رسانيد كه پيش از او و بعد از او مثل آن كس نكرد . ( اولياء اللّه آملى ، ص 55 ) . همچنين گفته‌اند كه يعقوب ليث هنگام لشكركشى به رويان ، درختان مردم را بريد و خانه‌هايشان را سوخت ( همان

--> ( 1 ) . اى . پ . پطروشفسكى و ديگران . تاريخ ايران از دوران باستان تا سدهء هجدهم ميلادى . ترجمهء كريم كشاورز ، ص 177 .