مرتضى راوندى

81

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نمىديدند ، به خود اجازهء تعدى و تجاوز مىدادند . چه ، متعدى و متجاوز را فقط به نيروى جمعى مىتوان از تعدى و تجاوز بازداشت . و در عهد عباسيان ، هيچ حزب و جمعيتى كه خليفه و عمال او را مورد بازخواست قرار دهد وجود نداشت . مداخلهء خلفا در بيت المال تا اوايل قرن چهارم هجرى ، دوام يافت . در زمان ابن رائق ، امير الامراى بغداد ، دست خلفا از بيت المال كوتاه شد و نخستين خليفه‌اى كه با چنين وضعى روبرو شد الراضى باللّه بود كه در سال 329 درگذشت . از اين دوره به بعد ، سران سپاه و رجال كشورى ، امور مالى را در دست گرفته حقوق ناچيزى براى خلفا معين كردند ، و خود به حيف‌وميل بيت المال پرداختند . راجع به وضع اقتصادى و روش سياسى اعراب ، و احوال اجتماعى و اقتصادى مللى كه طوعا يا از طريق جنگ ، به قبول حكومت خلفا تن داده‌اند ، غير از محققان و دانشمندان اسلامى نظير طبرى ، ماوردى ، مقريزى ، بلاذرى ، ابو يوسف ( نويسندهء كتاب الخراج ) ، حسن بن محمد بن حسن قمى ( نويسندهء تاريخ قم ) و جز اينها ، عده‌اى از محققان خارجى ، ضمن مطالعه در حكومت اعراب ، به اوضاع اقتصادى و اجتماعى آن دوران ، توجه كرده ، با استفاده از منابع موجود و آراء فقهاى اسلامى ، مطالب گرانقدرى گردآورى كرده و در كتب و آثار خود به يادگار گذاشته‌اند ؛ كه با بررسى و مطالعهء آنها مىتوان كمابيش به مختصات نهضت جهان اسلام پىبرد . در ميان محققان خارجى ، ولهاوزن « 1 » ، بكر « 2 » ، گروهمان « 3 » ، دنت « 4 » ، بل « 5 » ، نولد كه « 6 » ، بار تولد ، پطروشفسكى ، گلدزيهر و عده‌اى ديگر ، مطالعاتى ، در زمينهء عربشناسى و مختصات تمدن اسلامى كرده‌اند ولى هرگز مطالعات آنان ، به پاى تتبعات مردانى نظير : طبرى ، ماوردى ، مقريزى و ديگران نمىرسد . وضع اقتصادى طبقات مختلف بعد از اسلام چنان كه ، در جلد سوم ضمن مطالعه در احوال طبقات مختلف ، يادآور شديم ، پس از حملهء اعراب ، وضع طبقات محروم و زحمتكش جامعهء ايران ، يعنى زندگى كشاورزان و پيشه‌وران ، بهبود نيافت . سران عرب ، با آنكه نداى انما المؤمنون اخوة سر داده بودند و از برابرى و برادرى مسلمانان دم مىزدند ، همين كه به قدرت رسيدند ، مواعيد سابق را از ياد بردند ؛ يعنى نه تنها بر اهل ذمه و كفار ستمگرى مىكردند بلكه به ايرانيانى كه اسلام آورده بودند نيز بيدادگرى مىكردند . زمامداران عرب ، در دورهء بنى اميه ، بدون آنكه به عاقبت كار بينديشند ، منظما بر ميزان خراج مىافزودند ؛ فى المثل در عهد انوشيروان ، از هر جريب گندم‌زار يا جوزار ، فقط يك درهم ماليات گرفته مىشد ؛ اعراب از هر جريب گندم‌زار 4 درهم ، و از هر جريب جوزار 2 درهم ماليات مىگرفتند . چنان كه ديديم ، در عهد حجاج ، بيش از پيش ، به مردم ستم مىكردند . به‌همين علت ، مردم ناراضى دست به شورش و قيام مسلحانه زدند . در ميان خلفاى بنى اميه ، تنها ، عمر بن عبد العزيز طرفدار حق و حقيقت بود و به روش ظالمانهء مأمورين خود اعتراض مىكرد . او

--> ( 1 ) . Wellhausen ( 2 ) . Becker ( 3 ) . Grohmem . ( 4 ) . Dennette ( 5 ) . Bell ( 6 ) . Noeldeke