مرتضى راوندى
810
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
گرفتن حكومت و اجراى نقشههاى سوسياليستى خود ، برحسب شرايط و مقتضيات ، راههاى مختلفى انتخاب مىكردند : يكى بدست گرفتن قدرت از راه انقلاب ، مانند انقلاب سال 1848 و جريان كمون پاريس در سال 1871 - با اينكه در اين دو جريان پيروزى نصيب طبقهء كارگر نشد ولى از لحاظ تاريخى ، درسهاى گرانقدرى به زمامداران نهضتهاى كارگرى آموخت . راه معتدل و غيرانقلابى ديگرى كه طبقهء كارگر براى نيل به آرزوهاى خود برگزيد ، كسب قدرت از راه تشكيل اتحاديههاى كارگرى و اقدام دستهجمعى ( اعتصاب ) در مقابل كارفرمايان بود . در نيمهء اول قرن نوزدهم ، كارگران انگلستان در نتيجهء مبازات پياپى ، به حق اعتصاب و حق تشكيل اتحاديههاى كار ، به منظور بيان تقاضاى خود دست يافتند . ولى فرانسه تنها در سال 1864 ، حق اعتصاب را به دست آورد ، و در سال 1884 موفق به تشكيل سنديكا ، براى كارگران گرديد . با اينكه نهضتهاى سنديكايى در آغاز امر سعى مىكردند كه از سياست بر كنار بمانند ولى ، در عمل ، غالبا به نفع نهضتهاى چپ ( سوسياليسم يا كمونيسم ) وارد ميدان سياست مىشدند . پس از آنكه از پايان قرن نوزدهم دموكراسى پارلمانى بسط و توسعه يافت ، سوسياليستها بر آن شدند كه از راه بسيج و آماده كردن مردم ، نمايندگان خود را به مجلس بفرستند و در آنجا از طريق نطقها و خطابههاى هيجانانگيز و از راه گذرانيدن قوانين به نفع ، سوسياليسم ، قدمهايى بردارند . در جريان اين مبارزات ، اختلافنظر سوسياليستها و كمونيستها در راه وصول به مقصود غالبا به نفع ارتجاع پايان مىيافت . « ژان ژورس كه تربيت دانشگاهى داشت و خطيبى معتبر و عالىمقام بود ، موفق شد كه اين جريانهاى مختلف را متحد و يگانه سازد و « حزب سوسياليست متحد » را ايجاد كند - حزبى كه نام : « بخش فرانسوى انترناسيونال كارگرى » ، اس . ف . اى - در سال 1900 ، يافت . ژان ژورس ، كه لئون بلوم او را نابغهء تأليف آهنگها خوانده است ، در پى آن بود كه عقايد و جريانهاى مختلف ، يعنى سوسياليسم فرانسوى را ، كه زادهء انديشههاى روسو و انقلاب بود ، با سوسياليسم تخيلى و عقايد پرودن در قرن نوزدهم ، و سوسياليسم علمى كارل ماركس همآهنگ سازد . در مساوات سياسى حقوق ، به عقيدهء ژان ژورس ، اگر عدم مساوات سرآغاز زندگى افراد باقى بماند و افراد بخاطر مالكيت فردى موروثى ، در آغاز امر باهم يكسان نباشند ، نوعى فريب و اغماض خواهد بود . يكى ديگر از سخنان ژان ژورس بسيار پرمعنى است ؛ آنجا كه ( ژ . فرى در پاسخ ژورس كه از جهانبينى او پرسش كرده بود ، جواب داد : « مقصد من آن است كه انسانيتى بدون وجود زورگويان و بدون وجود شاهان ترتيب و سازمان بدهم » . ژان ژورس بصراحت مىگويد كه اگر فرى به پاسخ خود عبارت « بدون كارفرما » را افزوده بود ، پاسخ او كامل و تعبير تمام عيار سوسياليسم بود . » « 1 » )
--> ( 1 ) . تاريخ اقتصادى ( بررسى در روابط نهادهاى . . . ) ، پيشين . ص 120 .