مرتضى راوندى
792
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در مورد قند ، مصرف از 3 / 2 به 23 كيلو در مورد غلات ، از 4 / 1 به 2 / 2 كنتال در مورد سيبزمينى ، از 1 به 1 / 4 قهوه از 5 / 2 به 44 هكتو رسيده و ميزان مصرف پشم سه برابر شده و ميزان مصرف پنبه هفت برابر شده است . » « 1 » يكى از مختصات اقتصادى قرن نوزدهم اين است كه پول در همهجا بر ارزشهاى انسانى تفوق و تقدم يافته ، و ارزشهاى مبتنى بر تمايل و مطلوبيت بر ارزشهاى مبتنى بر كيفيات رجحان و اولويت گرفته و تجمل بر هنر غالب آمده است . و در بين توانگران ، جنون گردآورى اشياء پرارزش و كمفايده قوت گرفته است ( حدود سال 1900 ) در چنين شرايطى ، بحران و ناهماهنگى اقتصادى در اروپا مشهود است . « طبق بررسى ويلرمه « 2 » كارگران كارخانههاى فرانسه در سال 1840 ، بيشوكم ، هشتصد هزار نفر بودند . يعنى طبقهء كارگر در آن هنگام ، اقليت بس ناچيزى بود . كارگران كشاورزى ، نوكران ، صنعتگران ، بازرگانان درجه دوم تودهء اصلى ملت را تشكيل مىدادند . در آن دوران ، كه عصر فرمانروايى پول است ، در وجود « كار » فقط نوعى « كالا » و در كارگر و زحمتكش ، نوعى « ابزار » ديده مىشد . نه تنها مزدها كفاف قوت لايموت را نمىكرد بلكه ساعات كار نيز كمرشكن بود . » « 3 » نخستين قانون اجتماعى فرانسه ، يعنى قانون مصوبهء 1841 ، به كار گماشتن كودكان كوچكتر از 8 سال را در كارخانهها منع كرد . و در سال 1892 ، كار شبانه در كارخانهها براى زنان تحريم گرديد . ساعات كار از 12 تا 14 ساعت بود . هيچگونه مقررات بهداشتى و قوانين بيمه ، زندگى كارگران را تأمين نمىكرد . منازل كارگران در زاغهها بود . زيرزمينهاى نساجان شهر « ليل » به نحوى وحشتناك ، مشهور خاص و عام بود . بين منافع كارفرمايان و كارگران هيچگونه نسبت و همآهنگى وجود نداشت . در فرانسه از 1850 تا 1913 ، قيمتها نسبتا ثابت ماند . در اين مدت ، توليد زغال 9 برابر ، آهن و فولاد ، 14 برابر ؛ توليد شكر 13 برابر ؛ درآمد اموال منقول 11 برابر و عوايد تماشاخانههاى پاريس 8 برابر شده بود ، ولى دستمزدهاى حقيقى ، بطور كلى ، حتى دو برابر هم نشده بود . » « 4 » آشفتگى وضع اقتصادى ، و تضاد شديدى كه بين منافع سرمايهداران و طبقهء وسيع كارگران وجود داشت ، سبب گرديد كه در قرن هجدهم و نوزدهم ، مكاتب گوناگون اقتصادى و صاحبنظران ، هريك ، به نفع يكى از دو طبقه ، عقايد و نظرياتى اظهار كنند .
--> ( 1 ) . همان . ص 92 - 91 . ( 2 ) . Villerme ( 3 ) . تاريخ اقتصادى ( بررسى در روابط نهادهاى . . . ) ، پيشين . ص 98 . ( 4 ) . همان . ص 99 - 98 ( به اختصار ) .