مرتضى راوندى
788
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
عظيم است كه بسود اكثريت عظيم انجام مىپذيرد . . . » « 1 » در طى قرن 18 و 19 ، تجارت خارجى نيز در پناه كشورهاى مستعمره كه لوازم اساسى تجارت ، يعنى قند و نيشكر ، عرق ، قهوه و جز اينها را فراهم مىآوردند ، به پيشرفتهاى شايانى نايل مىشود . كشف منابع جديد زيرزمينى نقره در آمريكاى جنوبى ، به بالا رفتن بطىء ، قيمتها كمك مىكند و از مجموع اين تحولات اقتصادى ، طبقهء بازرگانان ، صاحبان صنايع و مأموران مالى سود كلانى بدست مىآورند ، و چون شاهزادگان ، از قدرت سياسى و اقتصادى برخوردارند . اگر طبقهء اشراف قديم ، در خارج از خانه يعنى در هنگامهها و ماجراجوييها ، در بازيها و مسابقات ، در جنگهاى صليبى ، در جنگها و شكارها و نمايشها روزگار خود را مىگذرانيد ، بورژواها برعكس ، در خانه و قلمرو خود يعنى در تجارتخانه به صورت طبقهاى بسته ، براى خود ، قواعد و قوانينى مىآفرينند كه از لحاظ اقتصادى ، منافع او را تأمين مىكنند . بورژوازى تنها در مقابل اشرافيت قديم كه از خصايص آن سخن گفتيم ، قرار نگرفته بلكه در مقابل تودهء مردم و طبقهء زحمتكش نيز قرار گرفته و به مكيدن خون و استثمار آنان نيز مشغول است . تئوريسينها و صاحبنظران اين دوران ، بطور آگاهانه يا ناخودآگاه آب در آسياى بورژوازى مىريختند . سابقا گفتيم كه كالون بنفع بورژوازى ، تلاشها كرد و بر خلاف پيشوايان مذهب كاتوليك ، كاروكوشش و سعى و تلاش را مورد ستايش قرار داد . ولتر گامى فراتر نهاد و گفت : آدميان را به كاروكوشش ناگزير كنيد تا آنان را شريف و امين گردانيد . در دايرة المعارف فرانسوى ، ذيل واژهء « كار » چنين مىخوانيم : « آدمى كار را چون درد و رنج مىنگرد ، و در نتيجه ، آن را دشمن آسايش خويش مىپندارد . كار درست برعكس ، سرچشمهء جميع لذات و كامرانيها و اطمينانبخشترين دارو در برابر رنج و ملال است . كار بدنى كه آدمى را از چنگ رنجهاى روحى مىرهاند ، همان است كه بينوايان را سعادتمند و بهروز مىسازد . در اين دوران ، « فضيلت اندوختن » بر اعتقاد به كار افزوده مىشود . اندوختن و پسانداز كردن ، اقتصاد بورژوازى يا اقتصاد صرفهجويى را در مقابل اقتصاد اربابى يا اقتصاد خرج قرار مىدهد . با رشد بورژوازى ، از ارزش ذوق و سليقه و كيفيت آثار هنرى كاسته مىشود و مسألهء كميت و مقدار ، مورد توجه جهان سرمايهدارى قرار مىگيرد ؛ و همين فكر ، سرانجام ، به انقلاب فنى منتهى مىگردد . هدف انقلاب فنى آن بود كه روش تجربى « بيكن » و طريقهء استدلالى « دكارت » را با هم تلفيق كند و از اين راه ، ماشين را جانشين مانوفاكتور كند و بجاى انرژى انسانى و حيوانى ، از انرژى طبيعى ( زغالسنگ و غيره ) بهرهبردارى نمايد و با اين تدابير ، به افزايش توليد كه هدف اساسى سرمايهدارى است ، دست يابد . « 2 » در قرن هجدهم ، توجه به مسائل اقتصادى ، در تمام مجالس انس و محافل ادبى نيز راه يافته ؛ حتى ولتر مىنويسد : « ملت
--> ( 1 ) . همان . از ص 45 به بعد . ( 2 ) . ر ك : تاريخ اقتصادى ( بررسى در روابط نهادهاى . . . ) ، پيشين . ص 59 - 57 .