مرتضى راوندى
781
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ايران » و انقلاب « تركهاى جوان » انقلابى است بورژوايى و هدف آن تحصيل آزاديهاى سياسى بود . طبقهء كارگر فرانسه ، كه در جريان پيكار عليه استبداد ، تجاربى اندوخته بود ، به مبارزه عليه نظام ظالمانهء موجود ادامه داد و در مجالس و محافلى كه ترتيب مىدادند از كمى دستمزد ، زيادى ساعات كار ، و لزوم بهبود وضع اقتصادى و اجتماعى اكثريت سخن مىگفتند و در مواردى براى اعلام مراتب نارضايتى خود ، دست به طغيان مىزدند ، چنان كه در سال 1831 در شهر ليون و در سال 1832 در پاريس ، كارگران به پا خاستند و با اسلحه در مقابل آرتش دولتى از حق خود دفاع كردند . نظير اين مبارزات از طرف كارگران و ديگر طبقات محروم آلمان نيز ديده مىشد . بطور كلى ، در سدهء نوزدهم ، طبقهء كارگر ، براى تحصيل حقوق اقتصادى و سياسى خودش ، از تظاهرات ، ميتينگها ، اعتصابات و قيامهاى مسلحانه روگردان نبودند . كارگران از لحاظ اقتصادى ، خواهان بالا بردن دستمزدها ، كاستن ساعات كار و بهبود وضع مسكن و امورى از اين قبيل بودند و ، از نظر سياسى ، مىخواستند مانند بورژواها در ادارهء كشور ذيسهم باشند . در اين دوره ، هنوز طبقهء كارگر به نقش اساسى خود در جامعه ، و راه نجات خويش با به كار بستن سوسياليسم علمى ، پى نبرده بود . سوسياليستهاى خيالباف ، سرسختانه ، با اصول سرمايهدارى و روش ظالمانهء آن مخالفت مىكردند و عقيده داشتند كه در جامعهء نوين بايد برابرى سياسى ، اقتصادى و معنوى همه افراد را تأمين كرد ؛ ولى از راه علمى پديد آوردن چنين جامعهاى غافل بودند . مردانى چون سنسيمون ( 1825 - 1760 ) فوريه و رابرت اون « 1 » متوجه تناقضات جامعهء سرمايهدارى بودند و به خوبى مىدانستند كه انقلاب بورژوازى براى كارگران نه آزادى به ارمغان آورد ، نه برابرى و نه برادرى ؛ با اينكه پرچم انقلاب بورژوازى فرانسه براى تأمين همين خواستها برافراشته شده بود . در نيمهء سده نوزدهم ، علوم طبيعى و اجتماعى پيشرفت شايانى كرد . علوم طبيعى نشان داد كه جهان قديم ، و موافق قوانين معينى بوجود آمده است ، علم فيزيك ، قانون جاذبهء عمومى را كشف كرد ، و علم شيمى به كشف قانون بقاى ماده توفيق يافت . ترقى علوم طبيعى ، سبب گرديد كه بسيارى از دانشمندان يكسره از ايدهآليسم روى برگيرند و به ماده و ديالكتيك توجه كنند . هگل براى نخستينبار نشان داد كه همهچيز در حال تغيير و تكامل دائمى است . و سرانجام ، پايهگذاران سوسياليسم علمى در قرن نوزدهم ، پس از عمرى مطالعه و تحقيق در فرهنگ و تمدن و تاريخ بشرى ، به اين نتيجه رسيدند كه طبيعت هميشه وجود داشته و تا ابد وجود خواهد داشت . شعور و فكر بشرى ، محصول تكامل طبيعت و يكى از نتايج بسيار سازمان يافتهء ماده است . فلسفهء علمى ثابت كرد قوانينى كه بر تكامل توليد حاكمند ، شالودهء تكامل اجتماعى نيز مىباشند ؛ به عبارت ديگر همهء عقايد حقوقى ، دينى ، اخلاقى ، زيباشناسى ، مذهب و
--> ( 1 ) . R . Oven