مرتضى راوندى

774

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در اختيار يا در خدمت خود داشته است ، و در همين سال ، هريك از ساكنان ممالك متحدهء آمريكاى شمالى 7790 كيلووات ساعت ، هر انگليسى 4730 كيلوات ساعت و هر سوئدى 4080 كيلووات ساعت انرژى در اختيار داشت . از اين اعداد مىتوان در واقع ، نظرى قطعى راجع به سطح فنى هريك از ممالك مزبور ، در سال 1952 ، بدست آورد . ليكن در سال 1790 ، يعنى زمانى كه ماشين بخار عازم پيروزى بر مدنيتها بود ، هريك از ساكنان متمدنترين ممالك ، بطور متوسط و بحداكثر ، بيش از 34 كيلووات ساعت انرژى در اختيار نداشته‌اند . گذشته از اين ، ميزان انرژى را تقريبا منحصرا از نيروى حيوانات كششى بدست مىآوردند . فقط كارخانه‌ها بودند كه از چرخهاى متحرك با نيروى آب استفاده مىكردند و مىتوان گفت كه از اين راه ، قسمت اعظم انرژى صنعتى بدست مىآمد . اما چرخ دوار آسياها ، نه فقط براى خرد كردن گندم و يا روغن‌كشى از گردو و زيتون به كار مىرفت بلكه دستگاههاى دم كوره‌هاى ذوب فلزات و غلتكهاى بزرگ نساجى و پتكهاى آهنگرى و خود دستگاه پارچه‌بافى و حتى ماشينهاى چاپ را با آن به حركت درمىآوردند . به همين دليل بود كه تمام تأسيساتى كه ما امروز كارخانه مىناميم در آن عهد « آسيا » مىناميدند . » « 1 » با برقرارى ماشين بخار ، توسعهء صنايع بزرگ آغاز گرديد و فوايد و نتايج تمركز اقتصادى آشكار شد . به اين ترتيب ، كارهاى فردى كه سابقا پيشه‌وران در خانهء خود ، انجام مىدادند رو به فراموشى رفت . ماشين بخار ، دستگاهى بود گرانقيمت و بنابراين ، شايسته بود آن را با حداكثر بازده به كار اندازند . كارگاههاى سابق تبديل به كارخانه‌هايى شدند كه روزبروز وسعت مىيافتند و تعداد كارگران از اين كارخانه‌ها هر روز رو به افزايش مىرفت . ماحصل عمل اين بود كه سرعت و بازده توليد بمراتب بيشتر مىشد و در نتيجه ، قيمت محصول نقصان مىيافت و فروش آن افزايش پيدا مىكرد و به اين طريق ، صاحبكار ثروتمند مىشد . يكى از علل پيروزى آن بود كه مقامات رسمى از اين سرمايه‌داران پشتيبانى مىكردند . شاه از سرمايه‌داران پول مىگرفت و آنان را مورد حمايت خود قرار مىداد . به اينطريق ، حكومتهاى سلطنتى با قدرت مطلق بوجود آمد كه سرمايه‌دارى جديد پشتيبان آن بود . اين سياست و اين وضع خاص ، نخست ، در انگلستان و سپس ، در هلند و بعد در قرن هفدهم ، در فرانسه مشهود گرديد . كلبر كه خود فرزند يك پارچه‌باف بود ، به رشد بورژوازى فرانسه كمكى شايان كرد . او متوجه شد كه بجاى آنكه حسب المعمول دستگاه نساجى و مواد اوليه را بين دهقانانى كه در منزل خود كار مىكردند توزيع نمايد ، خيلى پرصرفه‌تر است كه همهء دستگاههاى نساجى را در يك جا گرد آورند و هر روز دهقانان بافنده را به اين محل گسيل دارند ؛ و نيز تشخيص داد كه به عوض اينكه هريك از كارگران پشم‌بافى همهء اعمال را كه براى بافتن پشم لازم است انجام دهد بمراتب بهتر است كه هر كارگر را وادارند فقط به يكى از اعمال لازم بپردازد ؛ زيرا به اينطريق ، در كار خود متخصص مىشود و سرعت توليد بيشتر خواهد شد . به قول آندره پيتر ، كلبر ، كه خود مولود و محصول نهضت نوين بورژوازى بود ، سخت

--> ( 1 ) . همان . ص 11 - 309 ( به اختصار ) .