مرتضى راوندى

769

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اين كشف ، قارهء جديد به نام او ، « امريكا » ناميده شد . در آغاز سدهء شانزدهم ، ماژلان يك راه آبى در جنوب باخترى اروپا كشف كرد كه به قارهء دور مىرسيد ؛ و بدين ترتيب ، ثابت كرد كه اقيانوس اطلس به اقيانوس آرام مىپيوندد . و اين نخستين سفر دريايى به دور جهان در تاريخ بود . در نتيجهء اكتشافات جديد جغرافيايى ، چپاول بيرحمانهء مستعمرات آغاز گرديد . پس از اسپانيا و پرتغال ، هلنديها ، فرانسويها و انگليسيها در غارت و بهره‌كشى از مستعمرات شركت جستند . در نتيجهء اين وضع ، و انتقال طلا به اروپا ، قيمت ضروريات اوليهء زندگى بالا رفت و در نتيجه ، كارگران و كشاورزان كه عايدى ثابتى داشتند و با بازار پيوندى نداشتند ، زيان فراوان ديدند . » « 1 » مختصات نظام سرمايه‌دارى با اينكه استثمار و بهره‌كشى انسانى از انسانهاى ديگر ، در نظام اجتماعى بردگى ، فئوداليته و سرمايه‌دارى ، هرسه ، وجود دارد ولى وضع حقوقى و اجتماعى طبقهء بهره‌دهنده در هر نظامى فرق مىكند . مثلا يك كارگر ، بر خلاف برده يا سرف ، از آزادى شخصى برخودار است و از نظر قانونى مجبور نيست براى سرمايه‌دار كار كند ؛ ولى از طرفى ، كارگر هيچ راه معاشى ندارد جز اينكه حاصل كار خود را به سرمايه‌دار بفرشد . به اين ترتيب ، در رژيم سرمايه‌دارى ، ابزار كار ، زمين و وسايل توليد در اختيار اقليت سرمايه‌داران است و اكثريت زحمتكشان هيچ سرمايه‌اى جز نيروى كار ندارند . روابط توليد سرمايه‌دارى براساس مالكيت خصوصى وسايل توليد استوار است ، كه با ديگر اشكال مالكيت خصوصى فرق دارد . مالكيت توليدكنندگان كوچك براساس كار شخصى آنها استوار است در حالىكه مالكيت خصوصى سرمايه‌دارى برپايهء بهره‌كشى از كارگران مزدور قرار دارد . در جامعهء سرمايه‌دارى ، كارگر تحت نظارت سرمايه‌دار كار مىكند ، كه هم مالك كارگر است و هم مالك محصول كار او . سودى كه سرمايه‌دار مىبرد ، نه تنها براى مصرف شخصى او كافى است بلكه با آن مىتواند توليد را گسترش دهد ؛ در حالىكه يك كارگر مزدبگير ، در بهترين وضعيت ممكن ، فقط مىتواند براى خود و خانواده‌اش يك زندگى عادى فراهم كند . بايد دانست كه هر « ثروتمندى » سرمايه‌دار نيست . تنها ثروتمندانى كه با ثروت خود از ديگران بهره‌كشى مىكنند ، و از ثمرهء كار كارگران بهره‌مند مىشوند ، سرمايه‌دار به حساب مىآيند . هميشه سرمايه‌داران از « راه ارزش اضافى » ، كه محصول نيروى كارگر است ، بر سرمايهء خود مىافزايند . براى روشن شدن موضوع ، يادآور مىشويم كه كارگر با نيروى كار خود و استفاده از ماشين ، مادهء خام را به شكل محصول درمىآورد كه در بازار به نام « كالا » خوانده مىشود . ارزش كالا شامل ارزش مواد خام ، سوخت ، بخشى از ارزش ساختمان ، ماشينها و ابزار است ؛ زيرا همگى در ساختن محصول سهيمند . علاوه بر اين ، ارزش كالا شامل ارزش تازه‌اى است كه از طريق كار كارگر ايجاد مىشود . اين ارزش تازه ، از ارزش نيروى كارى كه سرمايه‌دار ، در ازاى آن مزد مىپردازد ، بيشتر است . به عبارت ديگر ، كارگرى كه مجبور است روزى 8 ساعت

--> ( 1 ) . همان . ص 291 - 289 ( به اختصار ) .