مرتضى راوندى

770

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كار كند ، در چهار ساعت اول ، ارزشى معادل نيروى كارش توليد مىكند و مزدى مىگيرد كه براى گذران زندگيش ضرورى است . در چهار ساعت بعد ، او فقط ارزش اضافى ، براى كارفرما بوجود مىآورد كه مستقيما به جيب او مىرود . « در جامعهء سرمايه‌دارى ، ارزش اضافى ، سرچشمهء تمام درآمدهايى است كه از راههايى سواى كار به دست مىآيند . اين ارزش اضافى ، كه شامل منافع صاحبان توليد و بازرگانان ، سود سهامداران ، بهره‌اى كه نزول‌خواران و بانكداران مىخورند و اجارهء زمين و جز اينها مىشود . روند توليد سرمايه‌دارى ، توسط كارگران ايجاد مىشود . سرمايه‌دار بدان جهت مى - تواند ارزش اضافى به چنگ آورد كه كارگران بيش از ساعت لازم براى ايجاد ارزشى معادل ارزش نيروى كار ، به كار گرفته مىشوند . سرمايه‌دار ارزش اضافى را ، آزادانه ، به جيب مىزند ، در حالىكه كارگران براى ايجاد آن چيزى دريافت نمىكنند . انقلاب اجتماعى در انگلستان و فرانسه ، با رشد روزافزون بورژوازى ، ناسازگارى آشكارى بين نيروهاى توليدى جديد كه از بطن جامعهء فئودالى سر برآورده بودند و روابط فئودالى كه از قرنها پيش وجود داشت ، پديد آمده بود ؛ و لازم بود دير يا زود ، نظام كهنه واژگون شود و سازمان انقلابى بورژوازى جاى آن را بگيرد . براى روشن شدن موضوع ، بايد بگوييم كه از نيمهء دوم قرن شانزدهم ، انگلستان در راه صنعتى شدن پيش مىرفت . كارگاههاى كوچك جاى خود را به مانوفاكتورهاى سرمايه‌دارن مىداد ؛ توليد سرمايه‌دارى ، با استخراج معادن و رشد فلزكارى و ساختن شيشه و ابريشم و جنگ‌افزار ، روزبروز ، وسعت بيشترى كسب مىكرد بطورى كه از سال 1560 تا 1680 ، استخراج زغال‌سنگ چهارده برابر گرديد ، و توليد ساليانهء آن به 3 ميليون تن رسيد . در طول صد سال ، يعنى از 1540 تا 1640 ، استخراج سرب ، قلع و مس شش تا هشت برابر و سنگ آهن سه برابر گرديد . در انگلستان ، سرمايه‌دارى و كشاورزى حتى سريعتر از سرمايه‌دارى در صنعت گسترش يافت . پاره‌اى از اشراف دريافتند كه فعاليت در آن مؤسسات سرمايه‌دارى كه به پرورش گوسفند و فروش پشم مىپردازند ، سودآور است . پيشرفت مانوفاكتورها در فرانسه در سدهء شانزدهم آغاز ، و قبل از پايان قرن هجدهم ترقى فراوانى كرد . مقدمات انقلاب صنعتى انقلابهاى بورژوازى اروپا اصول فئوداليسم را در كشورهاى اروپايى ، يكى بعد از ديگرى ، برانداخت . و روابط توليد سرمايه‌دارى ، نخست در انگلستان و فرانسه و بعدا در آلمان و روسيه و ديگر كشورها ، گسترش يافت . با اختراع ماشين ، كار يدى كه در مانوفاكتورهاى سرمايه‌داران رواج داشت ، جاى خود را به كار ماشينى داد . اين تحول ، يعنى تبديل صنايع دستى به صنايع ماشينى ، را انقلاب صنعتى مىخوانند . انقلاب صنعتى در انگلستان در اواسط قرن هجدهم ، آغاز شد و بسرعت پيشرفت نمود ؛ زيرا در اين كشور ، قبل از ساير كشورها ، نظام سرف‌دارى برافتاده بود و زمينهاى دهقانان كوچك از طرف فئودالها و بورژوازى انگلستان تصرف شده بود ، در نتيجه يك تودهء عظيم كارگر آزاد در اختيار بورژوازى انگلستان بود . صنعت پارچه‌بافى انگلستان ، مخصوصا پس از استعمار هندوستان و بچنگ آوردن پنبهء فراوان اين قاره رو به وسعت نهاد .