مرتضى راوندى

767

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

هم باعث رفع ضرر آن جماعت از قاطبهء مترددين و تجار ، و هم باعث ازدياد تردد تجار خيرمدار از ولايت فرانسه به اين ديار خواهد شد . » « 1 » چگونه اروپا با استفاده از فنون آسيائى بر شرق پيشى گرفت : به نظر پير روسو : « آسيا توده‌اى از ابداعات فنى را به اروپا منتقل ساخت . اما بر خلاف آسيا ، اروپا توانست اين ابداعات را به ثمر برساند و از آنها بهره‌بردارى كند . بكمك اين اكتشافات ، صنعت اروپا نيروى شكست‌ناپذيرى بوجود آورد و از آسيا پيشى گرفت و بانى علم گرديد و تمدن جديد را بوجود آورد . تا اين تاريخ ، صرفنظر از دوران يونانى و رومى ، اروپا چيزى نداشت جز توده‌اى تاريك و گمنام از مردمى كه به حالت دوران حجر صيقلى مىزيستند ، و حال آنكه در مقابل آن ، آسيايى نورانى وجود داشت كه حيثيت امپراتوريهاى چندين هزار ساله و شهرهاى افسانه‌آميز و ثروتهاى بيكران و دانش بسيار آن ، وزنى عظيم به اين قطعه از جهان مىداد . يك‌بار ، اروپا كوشش كرد كه براى خود تمدنى مستقل از آسيا بوجود آورد ، و اين همان « معجزه يونانى » و دوران « صلح رومى » است . اما طولى نكشيد كه ، از نو ، تاريكيها بر اين قسمت از جهان چيره شدند و سايهء غول آساى آسيا بار ديگر ، و بيش از پيش ، اروپا را تحت الشعاع خود قرار داد . اما ناگهان ، صنعت آسيايى وارد در اروپا شد و آن را سرزمينى مهماننوازتر و مساعدتر براى پيشرفت خود تشخيص داد . طولى نكشيد كه اكتشافات كوچك در اين سرزمين تبديل به اختراعات گرديدند . روشهاى علمى و دستور العملهاى آسيايى به اكتشافات بزرگ مبدل شدند ؛ چاپ بوسيلهء حكاكى روى چوب ، تبديل به چاپخانه‌هاى منظم و عملى گرديد ؛ عقربهء مغناطيسى ساده به قطبنماى سادهء ملاحان تبديل شد ، و آتش يونانى جاى خود را به اختراع باروت داد . اما آسياى پير ، كه سنن قديم غل و زنجيرى به گردنش آويخته و دچار نوعى عدم تحرك شده بود ، كه مبدأ آن را بايد در طول قرون و اعصار جستجو كرد ، ديگر نمىتوانست پيش برود و ، بنابراين ، فقط درجا مىزد و يا بدور خود مىچرخيد . اروپا در اين وقت ، پى به شخصيت خويش برد ؛ از ارزش خود آگاه شد و دانست كه نبوغى مستقل از آسيا داراست و خويشتن را از قيد فكرى آسيا رها ساخت و تبديل به قدرت متفاوتى گرديد . اگرچه وحدت سياسى اروپا از بين رفت و امپراتورى مقدس رومىنژاد ژرمن كه يك چند خوش درخشيده بود ، تبديل به شبكه‌اى از كشورهاى مستقل گرديد ، اما باز هم اروپا صورت جامعه‌اى با تمدن متجانس و هماهنگ را داشت كه دانش و صنعت آن بعد از اين ، تفوق بر جهان را براى وى تأمين كرد . اين تبديل وضع ، يعنى برترى و پيشى گرفتن اروپا ، در واقع نتيجهء فراستى بود كه اروپاييان در بهره‌بردارى از اكتشافات فنى ديگران از خود بروز دادند . » « 2 » به اين ترتيب ، نتيجه مىگيريم كه آسيا و از جمله ايران ، از قرن سوم تا قرن هفتم و هشتم

--> ( 1 ) . همان . ص 73 - 72 ( به اختصار ) . ( 2 ) . تاريخ صنايع و اختراعات ، پيشين . ص 198 - 196 .