مرتضى راوندى

757

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كتابهاى مهمى كه دربارهء مسائل فنى نوشته مىشد نيز ، به همين اندازه ، شهرت داشت . در اواسط قرن پانزدهم ميلادى ، در شهر نورمبرگ ، كارخانه‌هاى توليد آهن سفيد وجود داشت و مخصوصا در سال 1552 كه در اين شهر ، ماشين ورقه كردن فلزات را اختراع كردند ، اين صنعت توسعهء بسيار يافت . در حدود همين اوقات ، دستگاه ضرب مسكوكات مورد بهره‌بردارى قرار گرفت ( سال 1530 ) ، و چندى بعد ، ماشين حديده براى ساختن سيمهاى فلزى پيدا شد ( سال 1578 ) . بر همهء اين اختراعات بايد دستگاه انتقال حركت ماشينها را ، كه براى تبديل حركت مستقيم به حركت دورانى و بالعكس به كار مىرود ، افزود . اين اختراع مهم را ، در ابتدا فقط در چرخ نساجى و ماشين حديده و انواع تلمبه به كار بردند ، اما بعدها وقتى كه موتور بطور قطع اختراع شد و مورد بهره‌بردارى قرار گرفت ، نقش بسيار اساسى را در پيشرفت صنعت به عهده گرفت . در همين اوقات ، كار پشم‌ريسى در انگلستان توسعه يافت و بتدريج رواج آن بيشتر شد . اعيان و خوانين زمينهاى زراعتى خود را به مراتع تبديل كردند تا تربيت احشام و مخصوصا گوسفند را ترقى دهند . اگر قول لويس همفورد را باور كنيم ، بايد بر اين فهرست ، اختراع تلمبهء آتش‌نشانى ( سال 1518 ) ، اختراع ماشين برش علوفه ( 1524 ) اختراع كشتيهاى پرده‌دار ( 1534 ) ، اختراع پل معلق ( 1550 ) ، اختراع مدادهاى با مغز سربى ( 1565 ) و بالاخره اختراع تلمبه‌هايى كه با نيروى جذر و مد دريا كار مىكرده‌اند ( 1598 ) و غيره را نيز افزود . وفور فوق العادهء اين نوع اختراعات ، كه بيش و كم خالى از اهميت بوده و فقط زادهء الهامات و احتياجات زمان هستند ، وقتى بيشتر به نظر ما متفرق و ناهماهنگ مىآيند كه در نظر بگيريم كه صرفنظر از كارهاى مفيد مزبور ، يك سلسله فعاليتهاى نامعقول نظير جستجوهاى مربوط به حركت ابدى و تهيهء كيميا و آب زندگى و غيره انجام مىگرفت . در انتهاى قرن پانزدهم ، پيشرفت سرمايه‌دارى ، بنحو مقاومت‌ناپذيرى ، ادامه يافت . مؤسسات بسيار قوى بهره‌بردارى صنعتى تشكيل شد . در انگلستان ، همچون فرانسه و هلند ، سرمايه‌دار كه شخصيت اصلى و مركزى همهء اين بنگاهها محسوب مىشد ، مردى بود سرد و خشك و حسابگر كه در تهيهء قراردادها نهايت دقت ممكن را به كار مىبرد ، و هوش و فراست عملى او درست در قطب مخالف افكار عرفانى زمان و مجادلات ماوراء الطبيعه قرار داشت ، و ثابت مىكرد كه فقط صنعت داراى فايده و تأثير در زندگى آدمى مىباشد . دكارت ، همچون گاليله ، بر اين عقيده بود كه اگر مايل به شناسايى كامل قوانين هستيم ، بايد بتوانيم همهء آنها را به صورت رياضى بيان كنيم . تنها وسيلهء ممكن براى اكتشاف ، آن است كه به طبيعت نزديك شويم ؛ مشاهده كنيم ، اندازه بگيريم ، يادداشت كنيم و مقايسه نماييم . و اين همان است كه مردانى از قبيل ژيلبر « 1 » ، گاليله ، هاروى و هوك خوب فهميدند و به مرحلهء اجرا درآوردند ، و همان است كه بالاخره ، به دست تواناى نيوتون ، به صورت قطعى و رياضى درآمد و از عهد وى ببعد ، مىتوانيم بعثت دانش تجربى را در جهان قطعى و مسلم بدانيم . » « 2 » از جمله علومى كه پس از پايان فئوداليسم و در دوران رشد بورژوازى ، مورد توجه

--> ( 1 ) . Gilbert ( 2 ) . تاريخ صنايع و اختراعات ، پيشين . ص 195 - 187 ( به تناوب و اختصار ) .