مرتضى راوندى
758
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
قرار گرفت ، علم اقتصاد است . به قول ادموند برك ، با استقرار اصول سرمايهدارى ، « عصر سلحشوران گذشته است ؛ عصر سفسطهگران ، اقتصاددانان و حسابگران ، جانشين آن شده است . » اكنون ببينيم ، صاحبنظران در تعريف علم اقتصاد ، چه مىگويند . « علم اقتصاد عبارت از بررسى روشهايى است كه بشر با وسيله يا بدون وسيلهء پول ، براى به كار بردن منابع كمياب توليد ، به منظور توليد كالا و خدمات در طى زمان ، و همچنين براى توزيع كالاها و خدمات بين افراد و گروهها در جامعه ، به منظور مصرف در حال و آينده ، انتخاب مىكند . » « 1 » 1 . مسائل اساسى اقتصاد جامعه را مىتوان ، چنين تشريح كرد : « بين انواع كالاها و خدماتى كه جامعه بدان نيازمند است ، چه كالاها و خدماتى و از هريك چه مقدار بايد توليد شود ؟ 2 . چگونه جامعه عوامل توليد ثروت ( زمين ، كار ، سرمايه و غيره ) را براى توليد هريك از كالاها تركيب كند ؟ چه روشى براى توليد به كار برد ؟ مثلا در توليد گندم ، آيا روش كشت عمقى را اختيار كند ، يعنى تعداد بيشترى كارگر در سطح محدود زمين به كار وادارد يا ترتيب كشت سطحى را ؛ يعنى بر وسعت زمينى كه هر كارگر بطور نسبى كشت مىكند ، بيفرايد ؟ 3 . كالاها و خدمات براى چه كسانى توليد شود ؛ به عبارت ديگر ، محصول ملى چگونه بين افراد جامعه ، بتناسب كار و استعداد و مالكيت آنان ، توزيع شود ؟ . » « 2 » در جريان فعاليتهاى گوناگون اقتصادى ، مصرفكننده نقش مهمى دارد . مصرفكننده با توجهى كه به كالاهاى مختلف مىكند ، در بازار قيمتها ، انواع كالاها و عوامل ديگر اثر مىگذارد . « مصرفكننده حاكم است و تصميم او از راه بازار و قيمتها ، انواع كالاهايى كه بايد توليد شود و روش توليد آنها و طرز توزيع ثروت بين افراد جامعه را مشخص مىسازد . اگر درآمد مردم در منطقهاى از كشور بالا رود و تصميم بگيرند گوشت بيشتر و سيبزمينى كمتر مصرف كنند ، بايد زمينهاى زير كشت سيبزمينى كاهش يابد ، و زمين براى توليد علوفه و دامدارى افزايش پيدا كند ، و قسمتى از زمين و كار و سرمايه از توليد سيبزمينى به توليد گوشت منتقل شود . آيا اين تغيير به امر و دستور دولت آن منطقه صورت مىگيرد ؟ هرگز . طرز عملى شدن اين تغيير چنين است : مصرفكنندگان شروع مىكنند گوشت بيشتر و سيبزمينى كمتر مىخرند . اين امر باعث مىشود كه قيمت گوشت در بازار بالا رود و قيمت سيبزمينى پايين آيد . منفعت سيبزمينى كار ، كم مىشود ، و منفعت گاودار و حشمدار ترقى مىكند ، مزد كارگران در حشم - دارى بالا مىرود و در كشت سيبزمينى تنزل مىكند و بدين ترتيب ، زمين و كار و سرمايه از فعاليت توليد سيبزمينى به فعاليت توليد گوشت منتقل مىشود . » « 3 »
--> ( 1 ) . پل ساموئلسن ، اقتصاد . ترجمهء حسين پيرنيا ، ج 1 ، ص 6 . ( 2 ) . همان . ص 101 - 100 . ( 3 ) . همان . 102 - 101 ( به اختصار ) .