مرتضى راوندى

743

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و معدن كاوى و فلزكارى و ديگر صنايع ، گامهايى به جلو برداشته شد ؛ ساعتهاى دقيق و آلات ديد ، و قطبنما از دوران اخير قرون وسطى بيرون آمده‌اند . مطالعه در نجوم و كيمياگرى و رياضيات زمينه را براى پيشرفت علوم جديد فراهم كرد . » « 1 » مبارزه با حكومت فردى و استبدادى ، هرچند از قرون وسطى تاكنون تغييرات فراوان كرده است ولى اصل و بنيان آن از قرون وسطىست ، و نجبا و اشراف انگلستان در قرن سيزدهم يعنى هفت قرن پيش ، شاه خود را مجبور به امضاى فرمان كبير يا « ماگناكارتا » كردند و عملا به حكومت فردى و استبدادى پايان بخشيدند . اين پيروزى سياسى موجب امنيت سياسى و اقتصادى در سرزمين انگلستان شد و در پناه آن ، اقتصاديات انگلستان قبل از ديگر كشورها در راه ترقى و پيشرفت گام نهاد . به نظر متفكرين قرون وسطى ، تساوى كامل در روى زمين امكان‌پذير نيست ، يك نفر رهبان انگليسى به نام ژان ساليس برى در كتاب سياستمدار كه در حدود 1180 - 1115 تأليف كرده است ، راجع به طبقات مختلف مردم چنين اظهارنظر مىكند : « . . . پادشاه در رأس هيأت جامعه قرار دارد ، سنا ( هيأت مقننه ) در حكم قلب است ؛ قضات و ولات در حكم چشم و گوش و زبانند ؛ مأموران و سربازان دستها هستند ؛ مأموران مالى امعاء و احشاء ؛ و دهقانان چون پاها هستند كه همواره به زمين مىسايند . » اين فرضيهء اجتماعى سخت مورد علاقهء كسانى است كه مخالف تغييراتند ، زيرا كه مسلم است كه هيچگاه پا سعى نمىكند جاى مغز را بگيرد و دست نسبت به چشم حسادت نمىورزد . كشاورز ، آهنگر ، بازرگان ، و وكيل و كشيش و خود شاه هريك به كارى از كارهاى خدا گماشته شده‌اند . » « 2 » با وجود اين انديشه‌هاى غيرعلمى و ارتجاعى جنبش بورژوازى در غرب در حال پيشرفت بود . امپراتورى بيزانس از بركت موقعيت اقتصادى و ترانزيتى كه داشت بسوى تكامل و ترقى قدم مىگذاشت « و از چهار جهت جغرافيايى ، كشتيها به آن سرزمين كالا مىآوردند . از كشورهاى اطراف ساحل درياى سياه ، خز و پوست ، و از قفقاز غلات و نمك و شراب و برده ، مىآوردند . از هندوستان و سيلان و شام و عربستان ، ادويه و سنگهاى قيمتى و ابريشم ، و از افريقا برده و عاج و از مغرب‌زمين و بخصوص ايتاليا ، بازرگانانى كه به خريدن اجناسى كه در قسطنطنيه به فروش مىرسيد ، مشتاق بودند ، غالبا فرآورده‌هاى صنايع امپراتورى را به قسطنطنيه وارد مىكردند . خود امپراتوران بيزانس ، تا مدتى كه مىتوانستند ساختن و فروش پارچه‌هاى ابريشمى و رنگ ارغوانى و زردوزى را در انحصار خود درآوردند ، زيرا كه در آن موقع ، هيچيك از اين اجناس تجمل صرف نبود ، بلكه براى مقامات روحانى ، دولتى ، چه در غرب و چه در شرق ، از لوازم حتمى بشمار مىرفت . عمل آوردن ابريشم كه مدتها مكتوم و مخصوص ايرانيان بود اسرار آن به همت دو رهبان ، به امپراتورى بيزانس منتقل گرديد . آنها ظاهرا تخم كرم ابريشم را كه در عصاى مجوفى پنهان كرده بودند . براى امپراتور آوردند و به كشاورزان آموختند كه اين كرمها بايد از برگ تود ( توت ) تغذيه كنند . پس از سالى چند ، صنعت ابريشم - سازى رونق گرفت و عايدى كلانى نصيب امپراتورى بيزانس گرديد . ثروتمندان توانستند

--> ( 1 ) . همان . ص 250 - 249 ( به اختصار ) . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 246 .