مرتضى راوندى
736
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
راههاى هموار مورد توجه قرار گرفت . » « 1 » به نظر آندره پيتر ، در سدههاى يازدهم و دوازدهم ، در نتيجهء پيشرفتهاى فنى و امنيت نسبى ، بار ديگر اقتصاد مبادله ظهور كرد و بازرگانى و پيشهورى رونق گرفت و زندگى شهرى رو به وسعت نهاد . نخستين مبارزهء كشاورزان غارت شده بر ضد ارباب و اسقف براى كسب آزادى آغاز شد كه كمون ناميده مىشد ( كمون عبارت است از اتحاد دهقانان بر ضد ارباب ستمگر ) . در اين دوره ، بورژواها يعنى سوداگران و بازرگانان و صنعتگران ، بر خلاف فئودالها ، روزبروز ، موقعيت اقتصادى مناسبترى كسب مىكردند . تجديد حيات تجارت بزرگ اساسا مرهون جنگهاى صليبى و استقرار مجدد روابط بين شرق و غرب بود . علاوه بر اين ، رونق و اعتلاى كار بنادرى نظير ونيز ، ژن ، پيزو و بعدها بندر مارسى و غيره به پيشرفت فعاليتهاى اقتصادى و رشد روزافزون بازرگانى برى و بحرى افزود . در نتيجهء آمدورفت بازرگانان بين شرق و غرب ، پارچهبافى ، طلا و نقره كارى بر روى آهن و فولاد ، كفشسازى و قيطانبافى از شرق نزديك به اروپا منتقل شد « 2 » و به رونق بازار بورژوازى جوان اروپا كمك كرد . اروپاييان نه تنها مصنوعات و اكتشافات فنى و هنرى شرقيان را آموختند بلكه كتب علمى شرقيان و فلاسفهء يونانى را به اروپا منتقل كردند ، و از ملل اسلامى در زمينهء خوراك و پوشاك و اسلحهسازى و ديگر امور اجتماعى ، نكتهها آموختند ؛ و اين جمله به پيشرفت كار پيشهوران و بازرگانان كمك شايان كرد . « مردم شهرها اكنون قدرى به حقوق خود پىبرده با يكديگر جمعيتهاى اخوت و نيكوكارى تشكيل دادند يا اصناف و اتحاديهها و شركتهايى تأسيس كردند ، و در مقابل قدرت مطلق خوانين ملوك الطوايف ، قدرتهايى بوجود آوردند . اكنون ورق برگشته بود و خوانين و اربابان كه احتياج به پول داشتند . براى آنكه بتوانند چيزى از رعاياى خود تحصيل كنند ، مجبور بودند گاهى به ايجاد قوانين و موازين جديد رضايت بدهند و براى تجار متمول امتيازاتى قائل شوند . كشورهاى چين و هند و روسيه و ممالك اطراف درياى بالتيك موجب ازدياد ثروت سوداگران شدند . اينان از ممالك مزبور ابريشم و انواع ادويهء معطر و سنگهاى قيمتى و عطريات و مواد رنگين و عاج و صمغ و لاك وارد مىكردند . اسلحهء دمشق و چرم روسيه و عنبر پروس بازار فروش داشت . بازارهاى مكارهء بزرگى در ناحيهء شامپانى « 3 » در فرانسه و درهء رودخانهء رون ايجاد شده بود كه ثروتهاى مزبور را با شرابهاى فرانسه و پارچههاى پشمى انگلستان و پارچه - هاى نخى هلند و ماهوت فلاندر « 4 » معاوضه مىكردند . » « 5 » در اين دوره ، فكر تأمين آسايش اجتماعى در مغزها راه يافت ؛ فن خانهسازى ترقى كرد ، روشن كردن خانهها بوسيلهء نور بىدود معمول گرديد ؛ زيرا شمعدانهاى پيهسوز با شمع مومى جاى روغندانهاى قديم و مشعلهاى صمغى را گرفت .
--> ( 1 ) . همان . ص 121 - 117 ( به تناوب و اختصار ) . ( 2 ) . ر ك : تاريخ اقتصادى ( بررسى در روابط نهادهاى . . . ) ، پيشين . ص 21 - 20 . ( 3 ) . Chompagne ( 4 ) . Flandres ( 5 ) . تاريخ صنايع و اختراعات ، پيشين . ص 125 - 124 ( به اختصار ) .