مرتضى راوندى

689

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و اميد صاحبان صنايع است ، و بصيرت او را به تيزبينى نشان داده‌اند ؛ و سنگ چهارگوش كه در زير پاى اوست ، علامت ثبات و استحكام او در عمل است . از آنجايى كه ميرفندرسكى ، در رسالهء صناعيه ، به اختصار كوشيده است ، مطلب خود را بسيار به ايجاز بيان كرده و همين كه به مطلبى اشاره كرده ، فورا به مطلب ديگر پرداخته . و اغلب اوقات ، ذكر كرده است كه اين كتاب جاى تطويل در اين مطلب نيست و در همين باب بصراحت ، مىگويد : « و همين‌قدر بيان كافيست در حث بر صنايع و مذمت بطالت . » « 1 » در بابى ديگر ، اختلاف صنايع را در شرف و خست چنين بيان مىكند : « بعضى از صنايع نافع ضرورىاند و بعضى نافع غيرضرورىاند و بعضى خير بالذات و بعضى خير بالعرض ؛ و مراد به نافع آن است كه مؤدى باشد به خير ؛ و به ضرورى آن‌كه سلوك راه خير بىآن ميسر نشود ؛ و مراد در اين به خير مطلق ، آن است كه غايت او بيواسطهء نوع انسان باشد ، و به خير بالعرض ، آن‌كه غايت صناعتى باشد ، و نافع آن‌كه خادم صناعتى ديگر بود . « 2 » فندرسكى صنايع را از نظر ديگر نيز تقسيم مىكند و مىگويد : « بعضى كثير النفع‌اند و بعضى قليل النفع و بعضى متمم فعل طبيعت‌اند و بعضى مزين ؛ و اين اقسام متداخل‌اند . » « 3 » و سپس فورا به سبك خاص اين كتاب ، يعنى به رعايت اختصار ، اظهار مىدارد : « كه غرض اين كتاب تعداد صنايع نيست . » « 4 » در اينجا به خوبى واضح است كه فندرسكى متوجه رابطهء صنايع با يكديگر و صنعت پايه بوده است و مثال خياط و زرگر را مىزند كه آهنگر خادم ايشان است . سپس ، فندرسكى فصلى مشبع ، درباره آهن دارد و حماسه‌سرايى او دربارهء آهن ، گذشته از جنبهء مذهبى و ذكر آيهء لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ ، « 5 » جنبهء صنعتى خاص مىگيرد و آهن را « خادم كل » و « نافع بالذات » مىشناسد و صنايع را وابسته به آهن مىداند . فندرسكى پس از اين باب تقسيمى ، صنايع را به شش قسم تقسيم مىكند ، و در اين اقسام ، كليهء فعاليتهاى بشرى را صنعت مىداند ؛ از مقام پيغمبرى گرفته تا آنكه « موضوع آن جزئى بود و غرض نه صلاح بود و نه فساد چون سنتهايى كه صاحبان رياست جزوى نهند بواسطهء صلاح خود . » « 6 » و « اشرف » بنى نوع انسان ، صاحبان صناعت اول را مىداند و « اخس » صاحبان صنايع ، مخالفين آنها را قلمداد مىكند . فندرسكى براى پيشرفت كار ، جسم انسان را محتاج به استراحت و فكر بشرى را نيازمند تفريح مىداند و وجود « بازيگران و حقه‌بازان و اصحاب اساطير و اهل محرقه و مضحكه و ملعبه « 7 » را لازم مىشمرد . او معتقد به نظمى خاص در زندگى است و كاملا متوجه است كه كار

--> ( 1 ) . همان . ص 8 . ( 2 ) . همان . ص 8 . ( 3 ) . همان . ص 8 . ( 4 ) . همان . ص 9 . ( 5 ) . قرآن . سورهء الحديد ( 57 ) ، آيه 25 ؛ بتحقيق ، فرستاديم رسولمان را با بينه‌ها و خود فرستاديم با ايشان كتاب و ميزانرا تا قيام نمايند مردمان به عدل ، و فرستاديم آهن را ؛ در آن است آسيبى سخت و منفعتها براى مردمان . ( 6 ) . صناعيه ، پيشين . ص 11 . ( 7 ) . همان . ص 12 .