مرتضى راوندى
690
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دائم انسان را خسته و فرسوده مىكند ؛ و توانايى جسم و فكر را در آن مىداند كه پس از كاروكوشش براى رفع احتياجات عموم ، كسانى كه مشغول بودهاند احتياج به استراحت دارند و گذشته از استراحت لازم است كه به تفريح بپردازند ؛ و اين لزوم را اينطور تصريح مىكند : براى اينكه « اهل مدن را نفع رسد ، و اين وقتى باشد كه شرايط ضرورى اهل مدن جمع آمده باشد و از كار خود ايشان را ملالت پيدا شده باشد و وقت عطلت اهل مدن باشد مثل عيدها ، روزها كه در آن كار عادت نباشد ، در مدن بنابر عادتها و شريعتهاى اهل مدن ، تا اواخر روزها كه به كار مشغول نباشند و موضعى تقاضا كنند كه در آنوقت ، عمل اين صانع نفع دهد كه نشاطى در اهل مدن از ديدن و شنيدن ملعبه و مضحكه و افسانه پيدا شود و رفع ملالتشان گردد و قواى عاقله در ايشان قوى شود ؛ و اين بمنزلهء تيز كردن ادوات است و اگر اين شرايط مفقرد باشد ، ضرر رسانند و اين سخن بر ظاهر عقل است . » « 1 » فندرسكى تنآسانى و تنبلى و بيكارى و عدم معاونت افراد بشر را تحريم مىكند . او معتقد به فعاليت و كار و ايجاد و توليد ثروت و معاونت و معاضدت و داشتن زندگانى مرفه و پيشرفته است ، و شيوه تنپروران را مذموم مىشمرد و اين افراد را خسر الدنيا و الاخرة مىداند ؛ و هر مذهبى كه بر خلاف معاش انسانى باشد و انسان را به ترك پيشه و هنر و كار تحريص و تشويق نمايد ، تكفير مىكند و متأسف است كه در ميان اسلاميان « جماعتى خود را بر صوفيان بندند و به توكل گويند و معنى توكل اين دانند كه نظام كل معطل بايد بود تا آنچه خورند و پوشند همه حرام باشد كه معاونت نكنند و معاونت يابند . » « 2 » او نظرى وسيعتر مىافكند و مذهب كشور همجوار ايران ، يعنى مذهب براهمهء هند ، را محكوم مىكند كه اينان گويند : « چون عاقبت دنيا فناست و عمل براى غرض فانى نبايد كرد و به باقى مشغول بايد شدن » . « 3 » آنگاه فندرسكى ، عقيدهء آنان را مورد انتقاد قرار مىدهد و بصراحت ، مىگويد ، كسى دنياى خويش را دائم ندانسته ، ولى بايد اين مرحله را گذراند و در گذراندن اين مرحله ، از داشتن « توشه و راحله » ناچاريم . فندرسكى به حدى به زندگانى و تجمل آن معتقد است كه وسايل و زيبايى بخشيدن به دوران حيات را از لوازم مىشمرد ؛ او قسم نهم از كتاب خود را به موسيقى تخصيص داده است و مىگويد ، درك موسيقى نظرى ، براى همهكس واجب است . فندرسكى ، پس از انواع تقسيمبندى صنايع و توضيح آنها ، در پايان رسالهء خود ، چند باب در كليات مسائل اقتصادى دارد . چنان كه يكى از ابواب كتاب خود را اختصاص به اين مطلب
--> ( 1 ) . همان . ص 12 - در اين خصوص ، داستانى نيز از زندگانى فندرسكى نقل مىكنند : روزى شاه عباس ، به منظور سرزنش او از حضور در مجالس تفريح و لهو و لعب ، به او مىگويد : « مىشنوم بعضى از علماء با اجامر و اوباش معاشرند و به بازيهاى ناشايست آنها تماشا مىكنند . . . » و فندرسكى در جواب مىگويد : « من هميشه در جمع آنان بودهام و هيچيك از علما را آنجا نديدهام » . ( 2 ) . صناعيه ، پيشين . ص 43 . ( 3 ) . همان . ص 43 .