مرتضى راوندى
669
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
آنچه ذخيره شده استفاده كرد . و در ازدياد ثروت ، دستورهاى اقتصادى خاص مىدهد و نظرهايى اظهار مىدارد ؛ مانند آنكه بايد در تثمير ثروت از براى اين كوشيد كه رواج داشته باشد و يا اينكه قابل رواج باشد و در اين راه به سود كم و متواتر نظر داشت نه اينكه به يك سود بسيار ولى اتفاقى . و شرط احتياط را در ازدياد ثروت ، اين مىداند كه اشخاص سرمايههاى خود را در راههاى مختلف به كار اندازند ؛ مثلا هم در زراعت و هم در صنعت و هم در بازرگانى ، تا اگر در يكى خللى وارد آمد ، جبران آن از راههاى ديگر امكانپذير باشد . « 1 » ولى اين توجه خواجه به ازدياد ثروت و تكثير مكنت ، به حدى است كه به اصول اخلاقى صدمه وارد نيايد ، و انسان در غرور ثروت بسيار نيفتد . و در فصل اخلاقى تربيت اولاد ، مىگويد كه زروسيم را بايد در چشم اطفال نكوهيده جلوه داد ؛ چه « آفت زروسيم از آفت سموم افاعى بيشتر است . » « 2 » اينك بمناسبت ذكر فصل تربيت اولاد ، از كتاب خواجه اين نكته را متذكر شويم كه خواجه در باب تربيت ، به يافتن استعداد اطفال و راهنمايى آنها در كسب و بدست آوردن آنچه بدان استعداد دارند اشاره كرده و معتقد است كه از همهكس هر كارى ساخته نيست و هركس بنوع خاصى ، از صنعت استعداد دارد ، و در صورت داشتن و يافتن اين استعداد ، به كار گماردن آن ، ثمرهء اين نوع فعاليتها خيلى زود ظاهر مىگردد ، و هنرمندان در هر رشته پيدا مىشوند و اگر به خلاف اين رفتار شود و استعدادها به راههاى خلاف به كار افتد ، جز اتلاف وقت و صرف نيروها بفعاليت بيهوده ، نتيجهء ديگرى ببار نخواهد آورد . ضمنا خواجه به تخصص معتقد است ، و مردمان را از شاخى به شاخى پريدن و استعداد و نيرو را به اشتغالهاى مختلف به كار انداختن برحذر مىدارد . « 3 » در موضوع تخصص خواجه طوسى معتقد به آنست كه حرفه براى كارگر به صورت ملكه درآيد لذا بايد در كار خودش بقدرى مهارت حاصل كند كه هيچگاه « خبط » پيش نيايد و « يقين » به كار خود حاصل كند و منفعت هريك از صنايع برحسب منزلت آنهاست . در اين مورد ، بايد اين مطلب را توضيح داد كه با توجهى كه خواجه به تفكر و صنعت داشته است ، و تذكر به اينكه بعضى از صنايع در مرتبهء پايين قرار دارد ، « 4 » لذا بايد كارى كرد كه اين حرف از صورت خست خارج شود و از راه تفكر بوسيلهء صنعت به پايهاى برسد كه كليهء نيازهاى انسانى به صورتى مطبوع و غيرمكروه استرضا پذيرد . اگر فرض كنيم كه ميرابى در حرف ، در درجهء پايين قرار گيرد ، بايد بوسيلهء تفكر راهى انديشيد كه اين عمل از اين درجه خارج شود . كارى كرد كه عمل به صورت يك صنعت عظيم و علمى درآيد ؛ چنان كه امروز مهندسين عاليرتبه با راههاى عملى ، آب را از منابع به خانهها مىآورند و عمل آب رساندن به منازل ، مانند كليهء كارهاى علمى ، در درجهء عالى قرار گرفته است . اينك بطور خلاصه ، ببينيم خواجه به چه مطالبى در كتاب اخلاق ناصرى اشاره كرده
--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 185 . ( 2 ) . همان . ص 200 . ( 3 ) . ر ك : همان . ص 202 - 201 . ( 4 ) . ر ك : همان . ص 223 .