مرتضى راوندى
670
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و كداميك از مسائل اقتصادى را طرح نموده است . 1 ) طرح مسألهء تعاون در مسائل اقتصادى مخصوصا در صنعت . 2 ) توليد ثروت براى بهبود بخشيدن به وضع اجتماع . 3 ) انسان بايد بوسيلهء تفكر و اراده ، با استمداد از طبيعت ، به طرف كمال صنعت پيش برود . 4 ) كمال صنعت ايجاد نيروهايى ما فوق نيروهاى طبيعت است . 5 ) با سنجش استعدادها بايد ، بوسيلهء ممارست ، كارگران ماهر تربيت كرد . 6 ) مخالفت با ازدياد جمعيت ؛ و از اين حيث ، خواجه در بين « بدبينان » قرار مىگيرد . 7 ) لزوم پول براى تسهيل معاملات . 8 ) طلا بايد به علت خواص آن وسيلهء معاملات باشد . 9 ) توجه به صفات طلا براى اينكه نمايندهء واحد پول قرار گيرد . 10 ) توجه به بهبود وضع اجتماع ، از نظر وسايل زندگانى . 11 ) توجه به تخصص در صنعت . 12 ) توجه به پسانداز و صرفهجويى براى اينكه از اين صرفهجوييها بتوان سرمايه فراهم نمود . 13 ) خدمات مولد ثروت مىباشند . يك تفاوت بارز بين طرز انديشهء متفكرين و راهبران ايرانى بعد از اسلام و متفكرين اروپايى ، دربارهء مسائل اقتصادى ، موجود مىباشد ، و آن اين است كه متفكرين ايرانى عموما مسلمان بودهاند ؛ و چون در اسلام كليهء روابط اجتماعى و اقتصادى تحت قواعد و قوانين معين درآمده است و اجبارا بايد كليهء روابط روى همان پايه قرار گيرد ، لذا انديشهء متفكر ايرانى دربارهء مسائل اقتصادى اجبارا در حدود و ثغور قواعد اسلامى قرار مىگرفت ؛ و چنانچه فكر او ، او را راهبرى به پيدايش يك معيار جديد مىكرد ، الزاما براى رعايت مذهب از آن صرفنظر مىكرد و يا اينكه آن انديشه را باندازهاى در ذهن خود زيرورو مىنمود تا اينكه آن را با قواعد و قوانين اسلامى از راهى ، و لو غيرمستقيم ، تطبيق دهد . و همين جلوگيرى از گسترش انديشه ، سبب مىشد كه بسيارى از افكار عقيم بماند و بر روى كاغذ نيايد ، و حتى گفته نشود ؛ و چنانچه نوشته مىشد ، چنان با احتياط و سربسته ادا مىشد كه درك مطلب و انديشهء صريح نويسنده ، بسيار مشكل بود . اما دانشمند اروپايى كه اين تقيد را نداشت ، مىتوانست سمند خود را آزادانه به جولان درآورد و در نتيجه ، راههاى نوينى براى حل مشكلات اجتماعى و مسائل اقتصادى بيابد . به اين مطلب ، نويسندگان و متفكرين اسلامى توجه داشتهاند ؛ چنان كه جلال الدين - محمد اسعد دوانى در كتاب لوامع خود چنين مىنويسد : « . . . حكماى متأخرين چون بر دقائق شريعت حقهء محمديه مطلع شدند و احاطهء آن را بر تمام تفاصيل حكمت عملى مشاهده نمودند ،