مرتضى راوندى

659

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دوم ، به اعتبار حفظ ؛ سوم ، به اعتبار خرج . » « 1 » سپس مىگويد : يا مال از طريق « صناعات و تجارات » بدست مىآيد ، و در اين صورت ، شخص بايد كفاف و تدبير و سعى پيشهء خود كند ، و يا مال از راه « مواريث و عطايا » بدست مىآيد . اگر كسى از مايه مصرف كند ، دارايى او در معرض زوال خواهد بود ، و اگر كسى از طريق قناعت و حرفت زندگى كند ، بيم زوال مال نخواهد بود . به نظر خواجه ، كسى كه از طريق كسب زندگى مىكند ، بايد در وزن و كيل تقلب نكند ، و به مشاغل پست و ناروا ، تن در ندهد . به نظر خواجه نصير الدين ، كارهاى سياسى و كار ارباب ادب و فضل ( مانند كتابت و بلاغت و نجوم و طب و استيفاء و مساحت ) و كارهاى سپاهيگرى جزو « كارهاى شريف » بشمار مىآيند . كارهاى پست يا « صناعات خسيسه » كه منافى مصلحت عمومى است ، عبارتند از : احتكار « و سحر و جادو و مسخرگى و مطربى و مقامرى و امثال اينها . به نظر خواجه ، كارهايى چون حجامى ، دباغى و كناسى ، « صناعت فرومايگان » است . انواع كسب و كارهايى چون كشاورزى ، درودگرى آهنگرى و جز اينها جزو « صناعت متوسط » بشمار آمده است . از اندرزهاى اقتصادى خواجه نصير الدين اين‌كه : « هركه به صناعتى موسوم شود ، بايد كه در آن صناعت تقدم و كمال طلب كند و بمنزلهء نازل قناعت ننمايد و به دنائت همت راضى نشود . و ببايد دانست كه مردم را هيچ زينت نيكوتر از روزى فراخ نبود ، و بهترين اسباب روزى صناعتى بود كه بعد از اشتمالت بر عدالت به عفت و مروت نزديك باشد . هر مال كه به مبالغه و مكابره و عار و نام بد بدست آيد ، احتراز از آن واجب بود . و اما حفظ مال بىتثمير ( بهره‌بردارى ) ميسر نشود ؛ چه خرج ضروريست و در آن سه شرط نگاه بايد داشت : اول ، آنكه اختلالى به معيشت اهل منزل راه نيابد . دوم ، اختلالى به ديانت و عرض راه نيابد ؛ چه اگر اهل حاجت را با وجود ثروت محروم گذارد ، در ديانت لايق نبود . سوم ، آنكه مرتكب رذيلتى ، مانند بخل و حرص ، نگردد . چون اين شرايط رعايت كند ، حفظ ( يعنى حفظ مال ) به سه شرط صورت بندد : اول آنكه خرج با دخل مقابل نبود بلكه كمتر بود . دوم آنكه در چيزى كه تثمير آن متعذر بود ، مانند ملكى كه به عمارت آن قيام نتوان كرد ، صرف نكند . سوم آنكه رواج كار طلبد ؛ و سود متواتر اگرچه اندك بود ، بر منافع بسيار كه بر وجه اتفاق افتد اختيار كند ؛ و عاقل بايد كه از ذخيره نهادن اقوات و اموال غافل نباشد تا در اوقات ضرورت و تعذر ، مانند قحط سالها و نكبات و ايام امراض ، صرف كند . » به نظر خواجه نصير الدين ، بازرگان عاقل كسى است كه تمام دارايى خود را در يك راه مصرف نكند بلكه قسمتى از ثروت خود را در راه اجناس و امتعه ، و قسمت ديگر را در ضياع و مواشى ، و قسمتى را در صناعات به كار اندازد تا اگر به حكم اتفاق ، در رشته‌اى از فعاليتهاى اقتصادى زيان ديد ، در رشته‌هاى ديگر ، منتفع گردد . ديگر از اندرزهاى اقتصادى خواجه اين است كه نفقه را بر اهل و عيال سخت نگيرد ، و از انفاق و كار خير خوددارى نكند . دوم ، از اسراف و تبذير برحذر باشد . سوم اين‌كه از ريا - كارى و تفاخر و تظاهر خوددارى كند ، و اگر به كسى مال بخشيد ، آبروى او بر باد ندهد و

--> ( 1 ) . اخلاق ناصرى ، پيشين . ص 182 .