مرتضى راوندى

651

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

تاجر ترسنده طبع شيشه جان * در طلب نه سود بيند نه زيان - مولوى ابن حوقل ، ضمن گفتگو از شهر هرمز ، مىنويسد : « و در آنجا گروهى از بازرگانان توانگر بودند كه از جملهء آنان ، مردى بود . موسوم به حسن بن عباس كه شترهايى داشت و آنها را به اقصى بلاد هند و چين ، به تجارت مىفرستاد ؛ و او را غلامان زنگى بود كه بر در مسجد او پنج نوبت مىزدند . وقتى پادشاه كرمان ، محمد بن ارسلان شاه ، از وضع اين مرد آگاه شد ، گفت : اگرچه بر در او پنج نوبت بزنند ، من مانع او نمىشوم ؛ زيرا وى مردى است كه هر سال مبلغ صد هزار دينار از شترهايش به خزانهء من مىرسد ، و من آنها را به باد هوا مىدهم . » « 1 » آراء و نظريات اقتصادى غزالى غزالى ، در كيمياى سعادت ، مىنويسد : « مال دنيا براى تأمين غذا . جامه و مسكن است تا از اين راه ضروريات زندگى فراهم گردد . و مال بايد از طريق حلال بدست آيد نه از طريق حرام و شبهه و رشوت و گدايى . ذخيره و جمع‌آورى مال براى رفع نيازمندى و حاجت اشكالى ندارد ، ولى آنچه زيادتر از حاجت است بايد به محتاجان داده شود . غزالى معتقد است كه هركسى بايد كه « خرج نگاه دارد ، تا جز باقتصار به كار نبرد ، و به اندك قناعت كند و به حق خرج كند ، كه خرج كردن نه به حق ، همچون كسب كردن نه از حق است . » غزالى در زمرهء صاحبنظرانى است كه به رعايت اقتصاد و قناعت سخت پايبند است ، و به هواخواهان عدالت اجتماعى مىگويد : عدل بىقناعت صورت نبندد . » « 2 » هرگاه نظريات غزالى را با آراء اقتصادى « سن توماداكن » ، كشيش و اقتصاددان غرب ، مقايسه كنيم ، به وجوه مشترك فراوانى برمىخوريم . داكن ، مانند غزالى ، ضمن احترام به مالكيت فردى ، معتقد بود كه هركس بايد هرچه مازاد بر احتياج دارد بين نيازمندان تقسيم كند تا عدالت نسبى برقرار شود . و غزالى نيز هشت قرن پيش ، مىگفت : استقرار عدالت اجتماعى بدون « قناعت » امكان‌پذير نيست . يعنى هركس بايد به اندازهء احتياج ، از نعم اين جهان برخوردار باشد و مازاد را در اختيار نيازمندان قرار دهد . نظامى گنجوى نيز سعادت را در سايهء عقل معاش و اعتدال امكان‌پذير مىداند : بخور چيزى از مال و چيزى بده * ز بهر كسان نيز چيزى بنه در خرج بر خود چنان در مبند * كه گردى ز كم خوردگى دردمند مخور جمله ترسم كه ديرايستى * به پيرانه سر ، بد بود نيستى چنان نيز يكسر مپرداز گنج * كه آيى ز بيهوده خوارى به رنج به اندازه‌اى كن برانداز خويش * كه باشد ميانه ، نه اندك نه بيش . » « 3 » خريد و فروش و معاملات : غزالى در كيمياى سعادت ، در مورد معاملات ، مىنويسد

--> ( 1 ) . صورة الارض ، پيشين . ص 8 . ( 2 ) . ر ك : كيمياى سعادت ، پيشين . ص 556 - 555 . ( 3 ) . ديوان نظامى گنجوى ، ( شرفنامه ) . ص 1082 .