مرتضى راوندى
650
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كار بىاستاد خواهى ساختن * جاهلانه جان بخواهى باختن - مولوى در عمل كوش و ترك قول بگير - ابن يمين . كار جوهر مرد را زياد كند . كار بصبر و بروزگار برآيد - جمال الدين عبد الرزاق كار چو از روى عقل باشد و دانش * نرم شود همچو موم آهن و فولاد كار ، كرده نمىشود بسخن . كارى كه نه كار تست زنهار مكن - از مجموعهء امثال طبع هند « 1 » متأسفانه از خصوصيات زندگى اقتصادى پيشهوران و بازرگانان در قرون وسطى ، اطلاع كافى نداريم . سنائى در كتاب حديقة الحقيقه ، كمابيش ، خصوصيات يك دكان بقالى را توصيف مىكند : بود در شهر بلخ بقالى * بىكران داشت در دكان مالى ز اهل حرفت فراشته گردن * چابك اندر معاملت كردن هم شكر داشت هم گل خوردن * عسل و خردل و خل اندر دن ابلهى رفت تا شكر بخرد * چونكه بخريد ، سوى خانه برد مرد بقال را بداد درم * گفت شكر مرا بده بكرم برد بقال دست زى ميزان * تا دهد شكر و برد فرمان در ترازو نديد صدگان سنگ * گشت دلتنگ از آن و كرد آهنگ مرد بقال در ترازوى خويش * سنگ صدگان نهاد از كموبيش كرد از گل ترازو را پاسنگ * تا شكر بدهدش مقابل سنگ « 2 » در تمام دورهء قرون وسطى ، به علت فقدان امنيت پايدار ، مردان ترسو و محافظهكار تن به فعاليتهاى بازرگانى نمىدادند ، با اين حال ، سلاطين و رجال عاقل و مآلانديش براى سعادت و آسايش مردم و آبادانى خزانهء خويش به نقش اقتصادى و سياسى بازرگانان توجه كردهاند . شعرا ، جهانگردان و صاحبنظران ، جستهجسته ، بموقعيت اجتماعى طبقهء پيشهوران و بازرگانان اشاره كردهاند : شهنشه كه بازارگان را بخست * در خير بر شهر و برزن ببست نكودار ، بازارگان و رسول « 3 » * كه نامت برآيد به صدر قبول - سعدى از خطر خيزد خطر ز آنرو كه سود ده چهل * برنبندد گر بترسد ، از خطر بازارگان
--> ( 1 ) . ر ك : لغتنامه ، [ دهخدا ] شماره مسلسل 51 ، مادهء « كار » . ( 2 ) . براى كسب اطلاع بيشتر از احوال پيشهوران و بازرگانان ، ر ك : مرتضى راوندى ، تاريخ اجتماعى ايران ج 3 ص 427 - 348 . ( 3 ) . نمايندهء سياسى يا اقتصادى .