مرتضى راوندى

623

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

قهوه‌خانه : در مسير بعضى از جاده‌هاى كاروانرو در ايران ، قهوه‌خانه‌هاى كوچكى واقع شده كه بعضى از مسافران آنها را بهتر از بناهاى بينظير و آثار مهم تاريخى بخاطر مىسپارند . در اين مؤسسات كه مسافر را به گرمى مىپذيرند ، پيوسته ، سايه‌بان و سماورى جوشان براى تهيهء يك فنجان چاى و معمولا مقدارى تخم‌مرغ آماده است تا آنها را بميل مسافر ، هرگاه مشكل‌پسند باشد ، آب‌پز يا نيمرو كنند و توأم با نان محلى در دسترس او قرار دهند . پهلوبه‌پهلوى اين قهوه‌خانه‌ها ، درخت‌وجوى آبى است كه معلوم نيست از كجا سرچشمه گرفته است . آب اين جويهاى كوچك با همان وضع اسرارآميزى كه نمايان مىشوند در فضا ناپديد مىگردند . قهوه‌خانه ممكن است يك كلبهء محقر باشد يا درون يك درخت جاى داشته باشد يا در آستانهء يك كاروانسراى بزرگ واقع شده باشد . فاصلهء اين قهوه‌خانه‌ها معمولا يك منزل راه بوسيلهء اسب و قاطر يا الاغ از مقصد است . تا چند سال قبل ، زوار در آغاز مسافرت طولانى و خطرناك خود ، صحنه‌هاى وداع را در اين قهوه‌خانه‌ها ترتيب مىدادند ، و در همين اماكن بود كه حاجيها پس از اينكه از سفر مشهد و كربلا و مكه بسلامت باز مىگشتند ، سيلى از درودهاى فراوان به آنان نثار مىشد . » « 1 » چناره‌اى ، راهزن معروف : كاساكوفسكى در دفتر خاطرات خود ، عباس خان چناره‌اى را مشهورترين راهزن ايرانى مىخواند و مىنويسد : وى يكى از سران ايل افشار همدان بود . در ابتدا صادقانه خدمت مىنمود . كامران ميرزا وزير جنگ ، او را به تهران فراخواند كه دهات تيول او را ضبط كند . او نيز مقاومت كرد و دستجات قشون را تارومار كرد . بالاخره امير نظام حاكم همدان با او كنار آمد و قرار شد چناره‌اى از راهزنى دست بكشد و دولت هم او را به رياست قره‌سوارانهاى « 2 » همدان منصوب كرد . ولى فقط سه ماه به او حقوق دادند . در اين موقع ، چناره‌اى اطلاع حاصل نمود كه امير نظام تصميم دارد به نام ياغى او را دستگير و مقيد به زنجير ، به تهران گسيل دارد . ناچار به سفارت انگليس پناه برد و گفت ، اگر امان دارد بماند و الا برگردد . سفير انگليس محلى در اختيار او گذاشت و جريان را به اطلاع شاه رسانيد ، و شاه موافقت كرد او در تهران بماند و املاك او به خالصه منتقل گردد ؛ در عوض ، دو پارچه ده در اطراف تهران ، به وى بدهند . « 3 » رابينو در كتابى كه بنام مازندران و استرآباد ، در حدود نيم قرن پيش نوشته ، از راههاى دشوار و مشكلات مسافرت در اين قسمت از ايران سخن مىگويد ؛ از جمله مى - نويسد : از كوره راههاى اين منطقه جز اهالى محل كسى اطلاع ندارد . درختان خاردار و گياههاى خزنده و راههاى تنگ و پرپيچ‌وخم و باتلاقها و جنگلهاى فراوان به هيچكس جز اهالى محل ، اجازه نمىدهد كه از اين مناطق سرسبز و خطرناك عبور نمايند « ولى افراد بلد بومى شكافى را كه مانند سوراخ خرگوش است ، از ميان حصار يافته و از آنجا راهى نشان مىدهند كه ابتدا چندان آشكار نيست و مثل مارى در ميان بيشه‌ها پيش رفته و رفته رفته ،

--> ( 1 ) . سفرنامهء فرد ريچاردز ، پيشين . ص 114 ( به اختصار ) . ( 2 ) . قره‌سوران عبارت از دسته‌هاى سوارى بود كه براى حراست جاده‌ها گماشته مىشدند . ( 3 ) . ر ك : خاطرات كلنل كاساكوفسكى ، پيشين . ص 23 - 21 .