مرتضى راوندى

592

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

است . » « 1 » ژوبر كه در زمان فتحعلى شاه به ايران مسافرت كرده ، طرز مسافرت در ايران را چنين توصيف مىكند : . . . مسافرت در مشرق‌زمين ، معمولا با اسب انجام مىگيرد و شتر را فقط براى حمل مال التجاره و ساير محمولات به كار مىبرند . تخت روان كه نوعى ارابه است ، در عين حال كه خطرناك است و ناراحت ، براى حمل بيماران مورد استفاده قرار مىگيرد . بهترين طرز مسافرت رفتن با كاروانيان است . در اين كاروانها ، افراد از هر سنخ و به هر سال وجود دارد . اطفال خردسال ديده مىشوند كه آنها را در كجاوه‌اى بسته به پشت شتر حمل مىكنند و زنانى دوك به دست ، در حالىكه به ريسيدن پشم اشتغال دارند ، افسار شتر را گرفته راه مى - برند . تجار با اسب حركت مىكنند ، ولى آنى از مال التجاره و كالاى خود منفك نمىشوند . دراويش و فقرا و ديگر مسافران پياده راه مىسپرند . پس از رسيدن به محل توقف ، مسافران براى به دست آوردن آب ، هيمه ، علوفه و ديگر ضروريات ، به اين‌سو و آن‌سو مىشتابند . بارها را بر زمين مىگذارند و چادرها برپا مىشود . بدون گذاشتن ديده‌بان و مراقب ، به خواب مىروند ، و گاه در اثر غوغا و ازدحام و سوءتفاهمى ، اسلحه به كار مىبرند و افراد كاروان مجروح مىشوند . كاروانيان روزانه ، پنج الى شش فرسخ ، راه طى مىكنند . فقرا در عقب كاروان حركت مىكنند و اغلب با صدقه و احسان ديگران ، اعاشه مىكنند . ژوبر ضمن بيان مسافرت درباريان به اردوى سلطانيه ، مىنويسد : « در ميان اين جمعيت مختلف الشكل و گوناگون ، زنانى ديده مىشدند كه يا در تخت روان سربسته نشسته و يا در پالگيهايى كه به طرفين شترى بسته بود جاى گرفته بودند . عده‌اى از زنان هم ، مانند مردان ، سوار بر اسب حركت مىكردند . دستهء اخير چادر سفيد بزرگى بر سر كشيده بودند بطوريكه از دور مانند اشباح جلوه مىكردند . » « 2 » سرهنگ دروويل ، دربارهء راههاى ايران در عهد فتحعليشاه ، چنين مىنويسد : « ايران فاقد راههاى شوسه مىباشد ، و ايرانيان براى حمل باروبنه ، فقط از شتر و استر استفاده مىكنند . اما در چند سال اخير ، توپخانهء واقعى منظمى كه با اسب كشيده مىشود ، جانشين توپهاى كم‌قدرت سابق يا زنبوركها شده و به مرمت و توسعهء شاهراهها پرداخته‌اند . جاده‌هاى وسيع غالبا به جبهه‌هاى جنگ ختم مىشود . » « 3 » وضع راهها در عهد قاجاريه مطالعهء سفرنامهء سولتيكف ، كه در عهد محمد شاه قاجار از روسيه به ايران آمده است ، مشكلات مسافرت را تا قبل از تعميم وسايل جديد موتورى به خوبى نشان مىدهد . او با اينكه مأموريت رسمى داشت ، در طول مسافرت ، بيدارى ، گرسنگى و ناراحتيهاى گوناگونى تحمل كرده است . وى ضمن توصيف مسافرت خود در حدود قفقاز ، مىنويسد : « در حالت نااميدى ، بيجان افتاده بودم ؛ و در حالتى كه خود را در روى تختخواب يا بهتر بگويم بسترى پاره انداختم ، بيهوش ، تا پاسى

--> ( 1 ) . ر ك : مالك و زارع در ايران ، پيشين . ( متن و حاشيه ) ص 259 - 258 . ( 2 ) . ر ك : ژوبر ، مسافرت به ارمنستان و ايران . ترجمهء محمود هدايت ، ص 366 و 374 ( به اختصار ) . ( 3 ) . سفرنامهء دروويل ، پيشين . ص 11 ( به اختصار ) .