مرتضى راوندى

591

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

هنگامى كه از صحراهاى جنوب خراسان عبور مىكرد ، او و همراهانش در صحرا بر اثر طوفان ماسه ، گم شدند و ذخيرهء آبشان به اتمام رسيد . امير حسين ، حكمران طبس ، خود به اتفاق چند هيئت كه سوار شتران جمازه بودند ، با آذوقه و آب ، به جستجوى نادر پرداختند و سرانجام ، به وى و همراهانش در حالىكه از فرط گرما و تشنگى از حال رفته بودند ، رسيدند . امير حسين به هريك از آنها يك جرعه آب داد و گفت با اين حال كه شما داريد ، اگر زياد آب بنوشيد تلف خواهيد شد و حركت هم براى شما خوب نيست و بايد لااقل يك روز استراحت نماييد . امير حسين هر ربع ساعت ، يك مرتبه ، دو جرعه آب به نادر مىداد تا اينكه پس از چند ساعت ، تشنگى نادر تسكين پيدا كرد . سپس براى همه غذاى گرم آماده كردند . « 1 » از مرگ نادر تا روى كار آمدن كريم خان زند ، امنيت و آرامش حقيقى در ايران وجود نداشت فقط در دوران كوتاه قدرت او ، مردم نفس راحتى كشيدند . وضع راهها با مرگ كريم خان زند ، بار ديگر ، اغتشاش و ناامنى در ايران سايه افكند . سران عشاير و ايلات كه به عصيان و غارت خوگرفته بودند ، به آرامش و امنيت نسبى كه در دوران زمامدارى كريم خان حاصل شده بود پايان دادند . آغا محمد خان پس از آنكه زمام امور را در دست گرفت ، درصدد ايجاد امنيت در سراسر ايران برآمد و چون مردى سختگير و شقى بود ، در دوران قدرت او نظم و آرامش در سراسر كشور پديد آمد . سرجان ملكم در تاريخ خود ، به امنيت نسبى دوران او اشاره مىكند . در زمان سلطنت جانشينانش ، امنيت راهها از چيزهايى بود كه مردم بسيار آرزو مىكردند . اين كار به عهدهء مأمورانى بود كه راهدار خوانده مىشدند و به قول موريه « 2 » ( همان كسى كه كتاب حاجىبابا را به او نسبت مىدهند ) بطور كلى ، راهداران مأموريت خود را چنان با خشونت انجام مىدهند و چنان از مردم اخاذى مىكنند كه همهء مسافران به آنان لعنت و نفرين مىفرستند . . . آنها كمتر مىتوانند راهها را حفظ و حراست كنند ، زيرا پاسگاههاى آنان چندان از هم دور است كه نمىتوانند بسرعت باهم ارتباط پيدا كنند ، اما عموما با وضع مملكت كاملا آشنا هستند و شايد خود با دزدان همدستند و اگر بخواهند ، مىتوانند لانهء آنان را كشف كنند . » « 3 » از طرف ديگر ، تان‌كنى « 4 » چيزى در مذمت راهداران اوايل قرن نوزدهم نمىگويد و مىنويسد : « در ايران ، راهزن بسيار كمياب است و امنيت راهها به عهدهء سپاهيان است كه آنان را راهدار مىخوانند ؛ در عين راهدارى ، عوارض گمركى و شهرى را وصول مىكنند و دسته‌هايى از اين راهداران ، در فواصل معين ديده مىشوند كه آنان را به پاسبانى گماشته‌اند تا بتوانند در مواقع خطر به‌هم يارى كنند . مسافرانى را كه مظنون باشند ، بدقت تفتيش مىكنند و بسيار مايلند كه وظايف خود را به خوبى انجام دهند ؛ زيرا در محلى كه امنيت آنجا به آنان سپرده شده اگر دزدى و راهزنى روى دهد ، هريك از راهداران شخصا مسؤول

--> ( 1 ) . ر ك : خواجهء تاجدار ، پيشين . ص 132 . ( 2 ) . Morier ( 3 ) . داستان دومين سفر به ايران ص 69 ببعد . ( 4 ) . Tancogne