مرتضى راوندى
590
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ترك كرده و در راهها به راهزنى پرداختهاند . » « 1 » اسبهاى سلطنتى : بهترين و زيباترين وسيلهء نقليهء قديم اسب بود . كاررى در سفرنامهء خود ، مختصات اسبهاى سلطنتى را چنين توصيف مىكند : « اسبهاى بسيار خوب با ميخ طويله و آخورهاى زرين ، همهجا به چشم مىخورد . در پاى پارهاى از اسبان ، حلقههاى زرينى نيز وجود داشت . ديروقت بود از تماشاى همهء اسبها منصرف شدم ، گفتند در حدود 1500 اسب اصيل در اين طويلهها وجود دارد ، و هميشه دو رأس از آنها زين كرده و آماده در مقابل كاخ شاه بنوبت ، نگهدارى مىشود . علاوه بر شاه ، زنان حرم و خواجهسرايان و درباريان نيز براى سوارى از آنها استفاده مىكنند . » « 2 » نظرى كلى به وضع كشور در دوران قدرت شاه عباس كبير ، چنان كه در جلد دوم يادآور شديم ، امنيتى كمنظير در سراسر ايران وجود داشت ، و آثار سياست داهيانهء اين مرد ، كمابيش تا اواخر سلطنت شاه عباس دوم مشهود بود . از عهد شاه سليمان به بعد ، بنيان امنيت و آرامشى كه از بركت مراقبت و دلسوزى مداوم شاه عباس پديد آمده بود متزلزل گرديد . بيحالى و ميگسارى شاه سليمان و فساد و عياشى شاه سلطان - حسين ، زندگى اقتصادى و اجتماعى مردم ايرانزمين را به تباهى و انحطاط سوق داد . « در دورهء نادر ، مادام كه جنون مالاندوزى و آدمكشى بر او چيره نشده بود ، مردم از امنيت نسبى برخوردار بودند . با قتل نادر ، بار ديگر ، آشفتگيها و جنگهاى فئودالى براى كسب قدرت تا روى كار آمدن كريم خان زند ، ادامه يافت و فعاليتهاى بازرگانى تا حدى تعطيل شد . در دورهء كريم خان ، بار ديگر ، جنبشهاى تجارى آغاز شد ولى اين دوره نيز كوتاه بود و تنها پس از استقرار حكومت آغا محمد خان قاجار و جانشينان او ، امنيت نسبى راهها در ايران استقرار يافت . و اين امنيت ناقص تا روى كار آمدن حكومت پهلوى و سركوبى قطعى اشرار و ايلات و عشاير ، دوام يافت . از دورهء رضا شاه در اثر مبارزه با قدرت فئودالها ، امنيت و تمركزى بيسابقه ، توأم با استبداد مطلق در ايران پديد آمد و زمينه تا حدى براى فعاليتهاى اقتصادى فراهم گرديد . » « 3 » از اواخر عهد صفويه تا روى كار آمدن نادر ، راهها ناامن بود . در عهد نادر ، راهها تا حدى امن گرديد ولى با مرگ او ، بار ديگر ناامنى آغاز شد . طبيب نادر شاه مىنويسد : در عهد نادر ، بسيار نادر اتفاق مىافتاد كه انسان ، با امنيت و بىمزاحمت ، سفر كند . اگر مسافر در راه با مأمورين سلطان يا بزرگان دولت روبرو مىشد و اسب ايشان خسته و رنجور بود ، اسب مسافر را به زور مىگرفتند و اسب عليل خود را به او مىداند ، و از اينرو بود كه تجار ثروتمند نيز عموما در كاروان سوار خر مىشدند . « 4 » در سال 1147 هجرى قمرى كه نادر مىخواست از راه سيستان به افغانستان برود ،
--> ( 1 ) . همان . ص 41 . ( 2 ) . همان . ص 114 . ( 3 ) . ر ك : مجلهء بررسيهاى تاريخى ، سال هفتم ، شمارهء [ مسلسل ] 38 . ص 121 به بعد . ( 4 ) . ر ك : نامههاى طبيب نادر شاه . ترجمهء على اصغر حريرى ، به اهتمام حبيب يغمائى ، ص 22 .