مرتضى راوندى
557
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
به عمل آورد - ان آثار ناتدل علينا - فانظروا بعدنا الى الآثار . » « 1 » اسفنديار كاتب ، در آغاز قرن هفتم هجرى ، در تاريخ طبرستان ، از دستبرد دزدان ، بدين عبارت ، شكايت مىكند : « فوجى از احزاب غار و اصحاب نار بر ما زدند و آن اسب و غلام و ثقل و حطام با ما نگذاشته ، بعد مشاق بسيار ، به خدمت پدر رسيدم . از تشويش و اضطراب ولايت ، نه از خدمت او تمتع صورت بست و نه آنكه بمراد دمى زنم . » « 2 » همو ، در كتاب خود ، از كيفر شديدى كه در حق دزدان و راهزنان معمول مىداشتند ، سخن مىگويد : « . . . راهزن و مبتدع را در پاى پيل مىفرمود انداخت ، و گاو ديگى بود بر صورت گاو ساخته ، ارزير درو مىگداختند ، آدمى درو مىافگندند ، و درازگوشى بود از آهن به سه پايه ، بعضى را از پا بياويخته ، آنجا مىداشتند تا هلاك شود ، و درخت چهار ميخ را برو راست كرده بودند . و اين عقوبات جز جادو و راهزن را نكردندى . » « 3 » چون امنيت راهها ، و قلعوقمع دزدان و راهزنان ، موجب رشد فعاليتهاى اقتصادى و افزايش درآمد دولت مىشد ، زمامداران مآلانديش ، در حفظ امنيت راههاى بازرگانى ، سعى فراوان مىكردند . مسؤوليت كاروانسالار : تجار و بازرگانان و زايرين و جهانگردانى كه به جان و مال خويش دلبستگى داشتند ، خود را در پناه حمايت كاروانسالار قرار مىدادند و دولت بموجب حكمى ، مردى شجاع و جلد را كه واجد شرايط باشد ، با صد مرد مسلح كماندار همراه كاروانهاى مهم مىكرد و از او مىخواست كه با دزدان و متمردان و حراميان و راهزنان به مبارزه برخيزد . مردم مسافر و بازرگانان نيز مكلف بودند « . . . از سخن و صواب - ديد او بيرون نيايند و اوامر و نواهى او را درباب ركوب و نزول مطيع و منقاد باشند و جماعت سواران و سلاحداران كه در كاروان باشند ، به وقت دفع دزدان و حراميان ، با او و نوكران او متفق بوده . به هيچ حال ، انفراد و استبداد نجويند . . » « 4 » ضمنا كليهء مسافران مكلف بودند ، بابت اين فداكارى ، مبلغى كه معهود و مشخص است به كاروانسالار تسليم كنند و بهيچوجه ، بهانه و عذرى نياورند . از فصل هژدهم دستور الكاتب ، به خوبى پيداست كه از 6 يا 7 قرن پيش ، بازرگانان براى حل و فصل اختلافات و مشكلات خود ، از شخصى به نام « ملك التجار » استمداد مىجستند ، و او ظاهرا مكلف بود كه « . . . به ضبط احوال تجار اشتغال نموده ، مجموع مهمات و مصالح ايشان را در محاكم شريعت و ديوان بزرگ ، به عرض رسانيده بر مقتضاى شرع و عدل ، ساخته گرداند و نگذارد از هيچ آفريده برايشان ظلم و زيادى رود و حقوق ايشان بر هر كس كه ثابت گردد مستخلص گردانيده تسليم كند ، و عذر و دفع ناموجه نشنود . » « 5 »
--> ( 1 ) . همان . ص 11 . ( 2 ) . تاريخ طبرستان ، پيشين . ص 6 . ( 3 ) . همان . ص 26 . ( 4 ) . دستور الكاتب فى تعيين المراتب ، پيشين . ج 2 ، ص 170 . ( 5 ) . همان . ص 159 .