مرتضى راوندى
558
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در كتب تاريخى و آثار ادبى و سفرنامههاى گوناگونى كه از قرون وسطى به يادگار مانده ، مكرر ، به مشكلات سيروسفر در آن دوران اشاره شده است : در كتاب سيرت جلال الدين منكبرنى ، به مشكلات سفر در زمستان در هفت قرن پيش ، اشاره شده است : « در اين زمهريرهاى مهلك و سرماهاى قاتل ، بنوعى كه بود ، روزى مىگذشت . شعر : در آن شيب و بالا ز نرم و درشت * ز ماهى شكم ديدم از ماه ، پشت . راهى برسم بخيلان ، از صادر و وارد روى درهم كشيده . . . در يك جانب ، كوهى از بلندى همعنان آسمان گشته و بتندى شاخ حمل و ثور را شكسته . . . آب ارس ابروار مىغريد و برق شكل مىباريد و باد سرد مواجههء خنگ مىكرد . . . الحق ، سوار را از پشت چهارپاى در مىربود و چهارپاى را از زير بار بيرون مىكشيد . . . خداوند عالم ، خلد اللّه سلطانه ، از شدت سرما ، اضطرابها مىنمود و بر كثرت اين برفها نفرين مىفرمود . » « 1 » در كتاب مهماننامهء بخارا ، خواننده ، ضمن مطالعهء سرگذشت مؤلف و مسافرتهاى او در آغاز قرن دهم ، با خطرات و مشكلات فراوانى كه مسافران را تهديد مىكرد آشنا مىشود « بالاخره فضل اللّه هم در كشتى نشست و خود را به ساحل رسانيد ، ولى شتران او در سيحون غرق شدند . پس از گذشتن از آب سيحون . . . در خارج قلعهء غوجان كه از قلاع تركستان است نزول كردند و از آنجا بيابان ميان تركستان و سمرقند را طى كردند و منازل و مراحل كنار سيحون را هشت روزه طى كردند . . . و در رباطى كه چاه آبى داشت نزول كردند . . . روز پنجشنبه ، 28 ذى حجه ، از راه آب كوهك ، وارد سمرقند گرديدند . مصائب و سختيهاى راه ، سرما و برف و بادهاى سخت ، دوبار عبور از سيحون كه بار اول يخ زير پاى فضل اللّه شكست و او در آب افتاد و بار دوم ، شترهاى او غرق شدند ، و ناراحتيها و رنجهاى فضل اللّه بر اثر مرض و ساير اتفاقات و سوانح ، روح فضل اللّه را آزرده كرد و باعث پشيمانى او شد . خود او گويد : « اين سفر پرخطر ، هرچند متضمن احراز مثوبات اخروى و موجب حصول مقاصد دنيوى مىتواند بود ، فاما سزاوار آن بود كه گنج عزلت و كنج وحدت را مبدل به اين تشويش و غوغا نمىساختم و در گوشهء فراغ ، به درس و تصنيف مىپرداختم . هرات را در عين عافيت گذاشتن و روى همت بجانب تركستان برافراشتن و در آنجا انواع زحمت و الم كشيدن و زهراب مفارقت احباب و تلخى امراض و عذاب چشيدن ، با وجود بقاء اختيار و قدرت در ترجيح هرات بر تركستان ، از شيمهء خردمندى بسيار دور بود و از راه دانش و عقل بعيد مىنمود . » « 2 » با مطالعهء اين سرگذشت و آثارى از اين قبيل كه از قرون پيش به يادگار مانده ، مىتوان به خصوصيات و جنبههاى خوب و بد سفرهاى آن دوران پىبرد . در تاريخ طبرستان و رويان ، ضمن توصيف حركت امير تيمور در مازندران ، از راهى
--> ( 1 ) . شهاب الدين محمد نسوى ، سيرت جلال الدين منكبرنى ، به تصحيح مجتبى مينوى ، ص « كح » . ( 2 ) . فضل الله بن روزبهان خنجى ، مهماننامهء بخارا . به اهتمام دكتر منوچهر ستوده ، ( سرگذشت مؤلف ) ، ص 27 - 26 .