مرتضى راوندى

542

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

از جمله پلهاى معروف و تاريخى ايران ، پل خداآفرين است كه ظاهرا در دورهء كورش ، بنيان آن نهاده شده و در طى هزاران سال ، مكرر ، مورد تخريب و تعمير قرار گرفته است . « رنه گروسه ، دانشمند و مورخ فرانسوى ، در كتاب خود به نام آسيا مىنويسد : پلى كه امروز به نام خداآفرين است ، در دورهء هخامنشيان ساخته شده و ويران گرديده و شاپور اول ، پسر اردشير ، بانى سلسلهء ساسانى ، آن را تجديد بنا نموده . در دورهء خوارزمشاهيان ، پل خداآفرين پل جلال الدين ملكشاه ناميده مىشده است . در عهد غازان خان ، نام اين پل « خسرو » بوده ، و آخرين نام اين پل « خداآفرين » بوده است كه حمد اللّه مستوفى ، بصراحت ، از آن در سال 740 هجرى قمرى نام مىبرد . در دورهء آقا محمد خان ، يكى از ياغيان ، به نام ابراهيم خليل ، براى جلوگيرى از عبور قواى خان قاجار ، دستور ويران كردن پل را مىدهد ولى بعد آقا محمد خان دستور مىدهد آن قسمت از طاق را كه ويران كرده بودند از نو با بهترين مواد ساختمانى بسازند . رود ارس ، در نزديكى جلفا نيز ، پلى داشته كه بقول تاورنيه در قرن هفتم ميلادى ، وجود داشته ولى شاه عباس ، بعلل نظامى و براى جلوگيرى از تجاوز عثمانيها ، دستور تخريب آن را مىدهد و از آن پس ، عابرين ، بكمك قايق ، از روى آن عبور مىكردند . در سالهاى اخير ، دو پل بر روى جلفا ساخته‌اند كه يكى براى عبور مسافرين و وسايل نقليه است و دومى پلى است كه به سال 1913 ، بوسيلهء شركت راه‌آهن تبريز - جلفا ، بهمت مهندس ترسكينسكى « 1 » ساخته شده كه طول آن 110 متر است . » « 2 » مأمورين ارسال مراسلات : غازان ايلچيان مخصوص داشت كه از آنها براى رساندن نامه و پيغامهاى مهم استفاده مىكرد . به دستور او ، در راههاى بزرگ ، در هرسه فرسنگ ، در موضع معينى 15 اسب فربه و در مواردى كه لازم نبود ، تعداد كمترى اسب مىبستند ؛ بطوريكه در شبانروز ، آن اسبها 60 فرسنگ طى طريق مىكردند ؛ يعنى مسافت بين تبريز و مشهد را در عرض سه چهار روز طى مىكردند ، و كليهء وسايل زندگى را در اختيار آنها مىگذاشتند تا اسباب زحمت كسى نشوند . ولى مسافرتهاى عادى خالى از زحمت و خطر نبود . مدت مسافرتهاى عادى : در تاريخ مطلع السعدين ، غياث الدين نقاش ، شرح مسافرت خود را به چين بعنوان سفير ، نقل مىكند و مىگويد كه در 4 دسامبر 1419 از هرات حركت كرده و بعد از يك سال و ده روز ، به شهر پكن ( خانبالغ ) رسيده و در 2 دسامبر 1422 به هرات بازگشته است . و در سفر هندوستان ، مؤلف مطلع السعدين يعنى عبد الرزاق سمرقندى ، همراه بوده است ، و در تاريخ 13 ژانويهء 1442 از بندر هرمز حركت كرده و در تاريخ 20 آوريل 1444 ميلادى در همان بندر وارد ايران شده است . « 3 »

--> ( 1 ) . Treskinski . ( 2 ) . رحيم هويدا ، « مقاله » ؛ مجلهء بررسيهاى تاريخى ، سال هفتم ، شمارهء اول . ( 3 ) . ر ك : ادوارد براون ، از سعدى تا جامى ( تاريخ ادبى ايران . . . ) ، ترجمهء على اصغر حكمت ، ص 558 - 557 .