مرتضى راوندى
44
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
به نظر مالكوم كالج ، « پايهء اقتصاد پارت بر كشاورزى و بازرگانى استوار بود و صنعت اهميت چندانى نداشت . بيشتر ساكنان شاهنشاهى روزى خود را ، همچون خرده مالكان يا شبانان ، از زمين مىجستند . گوسفند و بز و گاو و خوك و اسب و خر و شتر عربى پرورش داده مىشد و حبوبات و گندم و ميوه و سبزى به عمل مىآمد . بيشتر زمينهاى قابل كشت ، نيازمند فراهم كردن آب بودند . آب را غالبا بوسيلهء قنات يا كهريز مىآوردند . يك بررسى دقيق ، در بخش ديالهء عراق ، نمودار منتهاى هوشمندى مردم است در توزيع آب به روزگار كهن . در دوران سلوكى و پارتى ، در كار آبيارى اين منطقه ، ابتكارهاى بسيارى به عمل آمد . بىگمان ، در اين هنگام ، از چهارپايان براى جارى ساختن آب بهره مىگرفتند و با كندن جويها و آبراههها آب رود را تا دوردست مىرسانيدند . كارهاى آبرسانى و تنقيه و مرمت تعمير راههاى آب ، بيگمان ، بسيار رايج بوده است . باغهاى پر از خرما ، گويا در آن هنگام ، كرانههاى بابل را پوشانيده بوده است . چون به وضع دادوستد ميان مديترانه و شرق نزديك و دور ، پس از برافتادن سلوكيان ، بنگريم ، مىبينيم كه پارتيان از گرمى و رونق بازار ، بيشتر ، همچون دلال ، و نه توليدكننده ، بهرهمند مىشدند . در آغاز دوران پارتيان ، بيگمان ، با بازرگانان سلوكى دادوستد مىكردند . روابط بازرگانى با چين ، تا سدهء دوم پيش از ميلاد ، سخت استوار شد . چئانگچئين و ديگران ، از دلبستگى و شور پارتيان به تجارت سخن گفتهاند . گاريها و كاروانها و كشتيهاى پر كالاى ايشان به سرزمينهاى همسايه مىرفت و براى ترغيب امپراتور چين به ادامه تجارت ، پيشكشهاى گران و چشمگيرى ، همچون شترمرغ و شعبدهباز و مانند آنها ، مىفرستادند . راه ابريشم ميان چين و مديترانه برقرار شد و هيئتهاى دوستى و حسن روابط و پيشكشها ، چنان كه در منابع چين آمده است ، ميان دو طرف ، در سدهء اول و دوم ميلادى ، در رفتوآمد بودند . چينيان با سكههاى پارتى آشنا بودند . اما روابط بازرگانى پارت و هند چندان آشكار نيست و اسناد زيادى به دست نيامده است . » « 1 » پارتيان ، دو مشترى بزرگ خود ، يعنى چين و روم ، را از هم جدا نگاه مىداشتند . تا از بهاى واقعى اجناس يكديگر خبر نداشته باشند . اسناد چينى و پالميرى وجود آمدورفت پيوسته ، و پر امنيت از قلمرو پارت را چنان با استوارى نشان مىدهد كه گويا اين امر شيوهها و مشى سياسى و وجود مرزها را ناديده مىگرفت . دلبستگى اقتصادى بر سياست چيره مىگشت . از منابع آن روزگار و كشفيات باستانشناسى ، مىتوان اندكى از كالاى آنان آگاه شد . كتيبهء بلند بالاى مشهور به تعرفهء پالمير ، مورخ 137 ميلادى ، نرخ ماليات شهردارى را بر كالاى وارداتى به دست مىدهد . واحد عمدهء مقياس ، بار شتر است ، و گارى مشتمل است بر چهار بار شتر ؛ و بار خر برابر است با نصف بار شتر . اقلام تجارتى عبارت است از بندهء زرخريد و خشكهبار و رنگ ارغوان و عطريات و روغن زيتون و دنبه و حيوانات و پوست و نمك و خوراكى و ميوهء كاج و مجسمههاى مفرغى . در نوشتههاى چينى ، حيوانات شگفت و زر و سيم و سنگهاى گرانبها و فرش و همهگونه عطريات و پارچهء قيمتى و البسهء ابريشمى چين درج شده است .
--> ( 1 ) . پارتيان . ترجمهء مسعود رجبنيا ، 69 - 168 ( به اختصار ) .