مرتضى راوندى
45
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
پارتيان ، از چين ، آهن و زردآلو و هلو مىبردند ، و در برابر ، شراب و انار و شترمرغ و ديگر اقلام شگفت مىآوردند . از راه دريايى بين مصر و هند ، كالاهايى چون پارچههاى پربها و چوبها و رنگها و ادويه مبادله مىشده است . اين دادوستد اجناس لوكس ، نمودار وضع اقتصادى روزگار پارتيان و روميان است . ثروت نزد طبقهء بالاى اجتماع متمركز شده بود ، و آنان خريدار عمدهء اين كالاها بودند . كارهاى ساده و مكرر را بندگان انجام مىدادند . مهارت فنى در پايهاى بسيار نازل بود . كارگاههاى بزرگى براى توليد ضروريات روزمره مانند سفالينهها ، البته وجود داشته است ؛ ولى در اين كارها ، از شيوههاى ابتدايى و ساده بهره مىگرفتند . حملونقل گران و كند بود و متضمن خطرات جنگ و راهزن و درندگان . با آنكه اقلام كمبها ، مانند سفالينهها و روغن و شراب گاهى تا مناطق دور - دست برده شده است ، ( چنان كه شكستههايى از كوزههاى مهر جزاير يونانى رودس و تاسوس در نمرود و شوش و سلوكيه پيدا شده ) تنها كالاهايى كه سود فراوان مىدادند ، شايان تجارت بودند . كاستن از سكههاى سيمين و خرابى عيار سكهها نمودار فقر عمومى است ؛ با اينهمه ، كشتيها و كاروانها همواره در راه بودند و اگر راهى ، بجهاتى ، بسته مىشد ، راهى تازه مىگشودند . » « 1 » مالكوم كالج در مورد معابر و جادههاى ايران ، مىگويد : « به روزگار باستان ، كوهستانهاى خوش منظر و بيابانهاى ايران آنچنان سد و مانع شگرفى بر سر راه حركت كاروانيان و مواصلات پديد مىآوردند كه ، ناچار ، همهء آمدورفت از راهها و نواحى خاصى جريان مىيافت . فلات مركزى مرتفع و پر سنگلاخ ايران مشتمل است بر دو بيابان پهناور نمكين دشت كوير و دشت لوت و كوههايى بر گرد آنها ، كه در بسيارى نقاط بلندى آنها از ده هزارپا مىگذرد . در سوى مشرق ، كوه هندوكش سر به فلك كشيده و در شمال ، البرز و در شمال غربى ، كوههاى آذربايجان و قفقاز و در مغرب ، زاگرس كه مشرف است بر دشت بين النهرين . در مرزهاى شمال شرقى و جنوب غربى ، سرزمينهاى كمارتفاعتر و ملايمترى قرار دارد . بازرگانانى كه مىخواستند از ايران بگذرند و از مديترانه به چين كالا حمل كنند ، ناچار بودند كه راهى كهن ، كه بعدها به راه ابريشم شناخته شد ، در پيش گيرند كه از شمال بيابانهاى ايران مىگذرد و به باختر مىرسد و سپس راه شمالشرقى را مىپيمايد و با برخوردارى از واحهها از آسياى ميانه مىگذرد . » « 2 » در دورهء حكومت پانصد سالهء پارتيان ، وضع اجتماعى و اقتصادى طبقات و گروههاى مختلف جامعه به خوبى روشن نيست ؛ ظاهرا به علت عدم تمركز و استقرار نظام ملوك الطوايفى ، شهرياران هر منطقه ، قادر نبودند براى خود دربار و قصور و كاخهاى رفيع بنيان گذارند و ، سازمان ديوانى منظمى براى اخذ ماليات و تحميل عوارض گوناگون بوجود آورند ؛ و شايد به همين علت مىتوان گفت كه وضع اكثريت مردم ، يعنى كشاورزان ، پيشهوران ، در اين دوره ، چندان دشوار و غير قابل تحمل نبود . ولى پس از استقرار حكومت ساسانيان ، و سپرى شدن قدرت ملوك الطوايف ، جامعهء طبقاتى در ايران شكل گرفت . و با گذشت زمان ، در جامعهء ايران ،
--> ( 1 ) . همان . ص 75 - 71 ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان . ص 13 - 12 ( به اختصار ) .