مرتضى راوندى
505
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
با درجهء حرارت و گرماى مختلف بوده و همچنين خزينهها از آب بسيار گرم تا ملايم و حوضهاى آب سرد داشته كه هر فردى از پير و جوان و كودك و تندرست و بيمار ، به اقتضاى حال و دلخواه و توانايى و مصلحت خود ، شستشو نمايد . سطح و جدارهاى بنا با سنگ تراشيده و مرمر سفيد و كاشى لعابدار تزيين يافته بود . محوطهء حمام با سقفهاى گنبدى شكل پوشيده شده و در ميان سقف نيز طاقهاى كوچكتر و برجسته با سوراخهاى متعدد براى نورگيرى ، تعبيه نموده بودند كه آنها را جامگاه و گل جام مىناميدند . در جنب هر حمام بزرگ عمومى ، يك گرمابهء كوچكتر نيز لازمهء آن بود تا در تمام اوقات شب و روز ، مرد و زن اهالى محل به حمام دسترسى داشته باشند . تعداد اين گونه حمامهاى بزرگ و عمومى از 25 تا 30 باب بشمار آمده است . » « 1 » در جغرافياى مملكت كرمان ، در مورد گرمابهها ، چنين آمده است : « حمامات اين بلد پنجاه و يك درب است : دو در ارك و دو در خارج شهر سمت شرقى ، و بقيه در نفس گواشير است . چهار حمام كه داراى بناى عالى و بديع بود ، نگاشته شده : حمام گنجعلى خان زيك در سنهء 990 در جنب بازار و ميدان و كاروانسراى خود ساخته شده ؛ تمام احجار آن مرمر است . حمام مرحوم محمد اسماعيل خان وكيل المللك قريب به بازار ؛ خود در سنهء 1280 بنا فرمود . دو در حمام مرحوم ابراهيم خان ظهير الدوله در سنهء 1231 جنب مدرسه و بازار خود ساخته . حمام مرتضى قليخان وكيل الملك ، حكمران كرمان ، در سنهء 1291 در شهر ، نزديك ارگ ساخته . آب جارى از قناة موسوم به مستوره از ميان آن مىگذرد . » « 2 » حمام ويژهء شاه سلطان حسين : در كتاب رستم التواريخ ، ضمن توصيف قصور و كاخهاى شاه سلطانحسين ، حمامى را كه براى او در قصر عالمآرا ساخته بودند چنين وصف مىكند : « حمامى برايش ساختند كه پايهها و ستونهايش و فرش زمينش ، بعضى از سنگ سماق پرجوهر و بعضى رخام و مرمر ، و ديوار و سقف رفيع و گنبد عاليش و چهار صفهء با صفا و چهار خلوت دلگشايش را به كاشى معرق منقش به طلا و لاجورد ، مزين نمودند . چهار جانب آن حمام فرحبخش را گلزارهاى پرگل و لاله و ريحان ، انتظام داده بودند و آيينههاى دو زرع و نيم طول يك زرع و نيم عرض در قابهاى كاشى بهتر از چينى يكپارچهء بىفصل و وصل در لطف و صفا به اطراف آن گرمابهء عديم النظير مرتب نمودند ، و خزانهاش از آب گرم قريب به اعتدال و در وسط گنبد گردون ، مثالش حوض مثمنى بود و در چهار صفهاش ، چهار حوض كشكولى و در چهار خلوتش نيز چهار حوض ، همه از سنگ مرمر و رخام پر از آب . » « 3 » بطوريكه رستم الحكما در كتاب خود نوشته است ؛ در دورههاى آشوب و ناامنى و در عهد شهرياران بيكفايت ، زنان و پسران خوبروى تأمين نداشتند : « امير محمد حسن خان خوش حكايت مىگويد كه از پدر خود ، امير شمس الدين محمد كارخانه آقاسى ، شنيدم كه حكايت نمود كه من به اتفاق محمد على بيك بيلدارباشى خلج ، كه در تنومندى و قوت و دليرى و دلاورى
--> ( 1 ) . آثار تاريخى شهرستانهاى كاشان و نطنز ، پيشين . ص 298 - 297 ( به اختصار ) . ( 2 ) . ر ك : مجلهء فرهنگ ايرانزمين . ج 14 ، ص 31 . ( 3 ) . رستم التواريخ ، پيشين . ص 79 ( به اختصار ) .