مرتضى راوندى
474
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
به قطعات متساوى الوزن مىبريدند بعد با انبر و چكش ، آنها را گرد مىساختند و بلافاصله سفيد مىكردند يعنى آنها را با پاك كردن و جوشاندن ، پرداخت مىكردند و سرانجام ، با چكش ، بر آن نقش مىانداختند و به صورت مسكوك كامل درمىآوردند . در مرحلهء اخير ، تنها شيوهء مقتضى عبارت بود از اينكه يك سكه را در يك منگنهء چوبى محكم قرار دهند و يك سكهء ديگر را كه كامل و نقشدار بود بر آن بگذارند و با چكش بر آن كوبند ؛ آنقدر كه نقش اين سكه بر ديگرى نقش شود . « 1 » عيار مسكوكات : مسكوك طلا فقط در موارد خاص و مهم ، همچون بر تخت نشستن شاه يا فرارسيدن نوروز و غيره ، ضرب مىشد و مانند نشان و مدال ، مورد استفاده قرار مىگرفت . وزن اساسى اشرفى 5 / 4 دانگ بود يعنى سه چهارم مثقال . اما دو نوع اشرفى وجود داشت : يكى به نام اشرفى و ديگرى به نام مهر اشرفى . . . در مورد - طلايى كه براى آب دادن نقره به كار مىرفت ، درجهبندى با اختلاف 5 و 10 و 15 درصد وجود داشت . پول رايج ، نقره بود كه عيار آن بايد با عيار پول اسپانى يكى باشد ، ولى در شهرهاى مختلف ، آن عيار را تنزل مىدادند . كمپفر ( ص 35 ) به شهر حويزه اشاره مىكند و ضرابخانهء آنجا را تنها ضرابخانهء قابل اعتماد مىداند . كمپفر از بيگلر بيگيان نخجوان و ايروان و تبريز نام مىبرد كه امتياز ضرب سكه داشتند . سكهء اصلى و اساسى نقره همانا عباسى است كه در زمان سلطنت شاه عباس رايج گشت ، و وزن رسمى آن ، معادل يك مثقال مساوى 6 دانگ بود . « 2 » واجبى : واجبى در طول زمان ، نوساناتى داشته و نرخ آن برحسب دينار و هر مثقال تغيير كرده است . ارزش اشرفى ثابتتر از پول نقره بود . شاردن ( ج 4 ، ص 187 ) مىگويد « حق ضرب سكه در ايران ، از ديگر نقاط جهان بيشتر است . در نتيجهء تنزل وزن عيار ، بتدريج ، ارزش پول نقصان يافت . در تذكرة الملوك آمده است : « به خدمت شاه محمود افغان عرض نموده بودند كه وزن عباسى از قرار ششدانگ ، سكهء پادشاهان را بيقدر و بيوقع مىكند . » ظاهرا در دورهء محمود ، بر وزن عباسى مىافزايند . « 3 » مينورسكى در كتاب خود ، مىنويسد : « ضرابىباشى كه تحت امر معير الممالك است ، رئيس واقعى ضرابخانه بشمار مىرفت . معير الممالك اختيار داشت كه شخصا هردو وظيفه را عهدهدار گردد . ضرابىباشى همچنين ضابط و تحويلدار « واجبى » خوانده مىشود . منظور از اين عبارت ، آن است كه وى مبالغ مربوط به خزانه را تشخيص و تعيين و وصول مىكرد . ضرابىباشى و مشرف هردو ، از عمال رسمى بودند ، اما معير الممالك منشى خود را براى بازرسى مجدد مبالغ واجبى تعيين مىكرد . مستأجر كسى بود كه ضرب مسكوكات و ساختن نقدهها در بعض مواقع ، به وى واگذار مىگرديد . شاه ضرابخانه را به اشخاص واگذار مىكرد ، و اين اشخاص سهم بزرگى از منافع را خود برمىداشتند و در قسمتى ، با صرافان شركت مىكردند . صرافباشى مسؤول مرغوبيت مسكوك بود . » « 4 »
--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 111 . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 113 - 112 . ( 3 ) . ر ك : همان . ص 115 . ( 4 ) . همان . ص 133 ( به اختصار ) .