مرتضى راوندى

466

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مالياتها و عوارض گوناگون نكاست . به همين علت ، در عهد غزنويان ، وضع اكثريت مردم رضايتبخش نبود ؛ مال‌اندوزى و انبار كردن و مخفى ساختن زروسيم ، مرضى نبود كه فقط سلاطين به آن مبتلا باشند بلكه به علت فقدان امنيت اجتماعى و اقتصادى ، اكثر رجال و فئودالهاى قرون وسطى ، در وسط ديوار يا در زيرزمين و يا در سقف اتاق ، براى روز مبادا ، مقدارى سيم‌وزر حبس و ذخيره مىكردند . قلعهء خرمه يا قلعهء سعيدآباد : يعقوب در جريان تسخير فارس ، به قلعهء خرمه دست يافت . در اين قلعه ، محمد بن و اصل ذخائر خود را پنهان كرده بود . به دستور يعقوب ، محمد بن و اصل را مورد شكنجه قرار دادند تا در قلعه را بگشايد . پس از آنكه مأمورين يعقوب به قلعه راه يافتند « سى روز ، هر روز ، پانصد استر و پانصد اشتر از بامداد تا شبانگاه ، از آنجا همى درم و دينار و فرش و ديبا و سلاح قيمتى و اوانى سيمين و زرين برگرفتند ، دون آنچه بر جا ماند از خورشهاى بسيار و فرش پشمينه كه كسى دست فرا آن نكرد . » « 1 » حقوق گمركى : بارتولد مىنويسد : علىرغم منع شرعى ، در ممالك اسلامى ، از گرفتن باج يا حقوق گمركى خوددارى نمىكردند . اين عوارض ( در عهد سامانيان ) بيشتر در گذرگاههاى آمودريا گرفته مىشد . از هر شتر دو درهم و از بابت قماشى كه سوار حمل مىكرده ( محتملا به - وسيلهء اسب يا خر ) يك درهم دريافت مىداشتند . شمش نقره فقط بايد به بخارا حمل شود و بدين‌منظور ، معاينهء گمركى صورت مىگرفت . در توقفگاهها از نيم تا يك درهم مأخوذ مىگرديد . وارد كردن غلامان ترك فقط با اجازهء ويژهء دولت كه در هر مورد مىبايستى صادر شود ، ممكن مىبود ؛ و ضمنا براى صدور چنين پروانه‌اى از هفتاد تا صد درهم مىگرفتند . براى اجازهء وارد كردن دختركان و كنيز ترك نيز همين مبلغ گرفته مىشد ولى اجازه‌اى مخصوص ضرورت نداشت . براى عبور زنان ( كنيزكان ؟ ) فقط بيست تا سى درهم اخذ مىكردند . « 2 » بهاى اجناس : بيهقى ، ضمن توصيف وقايع روز شنبه چهارم ربيع الاول سال 426 هجرى ، مىنويسد كه سلطان مسعود به حاضران گفت : « به دهستان مىگويند ده من گندم به درمى است و پانزده من جو به درمى ؛ آنجا رويم و آن علف رايگان خورده آيد و لشكر را فراخى باشد . » « 3 » از اين عبارت بيهقى به خوبى پيداست كه در عهد غزنويان در دهات چون عرضه بيش از تقاضا بود ( بر خلاف شهرها ) قيمت مواد غذايى ارزان بود . بطور كلى ، در بعضى نقاط ايران ، نه تنها مبادله ، غالبا به صورت تهاترى صورت مىگرفته بلكه پرداخت بهرهء فئودالى و ماليات نيز غالبا با جنس انجام مىشده « ولى شيوهء منحصر بفرد نبوده ، و بموازات آن ، شيوهء پرداخت نقدى نيز از قديم به صورت فرعى ، در برخى نواحى مجاور شهرهاى بزرگ تجارتى و صنعتى و يا نزديك ملتقاى جاده‌هاى كاروانرو ، متداول بوده است . در نواحى اخير الذكر ، بهرهء اراضى تماما و يا نصفى از آن نقدا پرداخت مىشده است . گمان مىرود كه پيش از حملهء مغول و بخصوص در قرنهاى نهم و دهم ، يعنى در

--> ( 1 ) . تاريخ سيستان ، پيشين . ص 230 . ( 2 ) . ر ك : تركستان‌نامه ، پيشين . ص 513 . ( 3 ) . تاريخ بيهقى پيشين . ص 444 .