مرتضى راوندى

465

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

« معاملهء نقد بوى مشك مىدهد * نظير : نسيه آخر به دعوى رسيه ستد و داد جز به پيشادست * داورى باشد و زيان و شكست » « 1 » - لبيبى « هركه را كالا بقيمت‌تر ، راهزن او بيشتر - بهاء الدين ولد هركه را مىخواهى بشناسى يا با او معامله كن يا سفر كن . » « 2 » ناگفته نگذاريم كه در تاريخ بخاراى نرشخى و ديگر منابع ، از بازارهايى كه در بعضى از ايام هفته و يا در فصول معينى از سال ، در نقاط مختلف ماوراء النهر برپا شده است ، سخن بميان آمده است . ( بازار طواويس يا رارفود ) بارتولد در تاريخ تركستان از بازار پاييزى اين شهرك نام مىبرد و مىنويسد كه اين بازار مدت ده روز برقرار بود ، و به گفتهء بيرونى هفت روز . كالايى كه در اين بازار به فروش مىرسيده ، حتى اگر بعد از آن معلوم مىگشته كه از طرف فروشنده تقلب و تزويرى در كار بوده ، پس گرفته نمىشده : مردم از نقاط مختلف ماوراء النهر ، حتى از فرغانه و شاش ( چاچ ) ، به اين بازار روى مىآوردند . ساكنان محل كمتر به كشاورزى مىپرداختند ، و اين بازارهاى فصلى منبع ثروت و درآمد ايشان بود . « 3 » پس از رواج طلا و نقره ، مردم ديدند كه با اين سكه‌ها مىتوانند به هر كالايى كه احتياج داشته باشند دست يابند ، هرچه طلا و نقره در كشورى بيشتر باشد قوهء خريد مردم فزونى مىگيرد . كريستف كلمب مىگويد : طلا چيز عجيبى است ؛ صاحب آن مالك همه‌چيز است ، حتى مىتوان با طلا روح را به بهشت برد . يكى از بدبختيهاى مردم قرون وسطى ، اين بود كه اكثر زمامداران متوجه نبودند كه با گردآورى شمشهاى طلا و نقره و سكه‌هاى زروسيم در گنجينه‌ها و انبارها ، موجبات ورشكستگى اقتصادى مردم را فراهم مىكنند . اكثر پادشاهان ايران سعى مىكردند از راه گرفتن ماليات يا از راههاى ديگر ، گنجينه‌هايى براى خود يا بازماندگان خويش فراهم سازند ، و حتى الامكان از به كار انداختن پولها ، در فعاليتهاى گوناگون توليدى خوددارى مىكردند . همين عامل غالبا موجب بروز بحرانهاى اقتصادى و كم شدن قدرت خريد مردم و تعطيل شدن مؤسسات توليدى مىشد . فى المثل ، در ايران بعد از اسلام ، نخستين سلاطين سامانى چون در اخذ ماليات زياده‌روى نمىكردند و ذخاير پولى را در راه اصلاح شبكه‌هاى آبيارى و ديگر امور توليدى به كار مىانداختند ، وضع عمومى مردم در دوران قدرت اولين شهرياران اين سلسله ، تا حدى رضايتبخش بود ؛ ولى در عهد غزنويان ، سلطان محمود پس از آنكه به نام « دين » هندوستان را بباد غارت داد و ذخاير كلانى بدست آورد ، بجاى آنكه گنجينه‌هاى طلا و نقره را در راه فعاليتهاى اقتصادى به كار اندازد ، همهء آنها را در قلاع مخصوصى زندانى كرد و دينارى از

--> ( 1 ) . امثال و حكم ، پيشين . ج 4 ، ص 1716 . ( 2 ) . همان . ص 1963 . ( 3 ) . ر ك : تركستان‌نامه ، پيشين . ج 1 ، ص 238 .