مرتضى راوندى

448

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اندك ، از نفوذ و تفوق اقتصادى زنان كاست . از اين پس ، مردان كه قدرت نظامى و اقتصادى بيشترى داشتند يعنى مالك ابزار شكار و وسايل جنگى بودند و حيوانات اهلى را در اختيار داشتند ، بر زنان پيشى گرفتند و حقوق باستانى آنان در مورد وراثت ، بنفع مردان ، واژگون گرديد و حق فرزندى را كه سابقا ناشى از مادر بود ، به حق فرزندى از راه پدر تبديل گرديد ؛ به عبارت ديگر ، نسبت پدرى جايگزين نسبت مادرى گرديد ، و زن مقام والاى خود را از كف داد و اسير شهوت مرد ، و اسباب سادهء توليد مثل گرديد . با پرورش حيوانات و پيشرفت كشاورزى ، بشر از آوارگى و عدم ثبات تا حدى رهايى يافت و توانست علاوه بر ما يحتاج مورد مصرف خود ، مازاد قابل توجهى غلات و اغنام و احشام ذخيره كند . رهبران جامعه دريافتند كه با كار بيشتر و استفاده از نيروى بدنى بردگان ، مىتوانند ذخاير مادى فراوانى بدست آورند . به همين علت ، سران جوامع بردگى از اين پس ، از كشتن بردگان خوددارى كردند و به استثمار و بهره‌كشى از آنان پرداختند . از مشخصات دورهء بردگى ، كشف فلزات و استفاده از تركيب آنها با يكديگر و ساختن ادوات مفرغى و استفاده از مصنوعات آهنى ، نظير تبر و گاوآهن بوده . به اين ترتيب ، قطع اشجار و شخم زمين بوسيلهء گاوآهن و بهره‌بردارى فراوان از زمينهاى مستعد امكان‌پذير گرديد و جمعيت فزونى گرفت . با تكامل طرز توليد ، تفكر و انديشهء انسانها تغيير و تكامل كلى يافت و چنان كه در جلد اول تاريخ اجتماعى ايران يادآور شديم ، با پيدايش طبقات مختلف المنافع ، وجود دولت ضرورت يافت . نخستين وسيلهء مبادله « پيشرفت مبادلات ، حتى در جامعهء اشتراكى اوليه ، به ظهور يك « معادل مشترك كالا » ها منجر شده بود و مهمترين فراورده‌ها از قبيل حيوانات ، پوست ، عاج و غيره بعنوان چنين « معادل » به كار مىرفتند . در جوامع برده‌دار فلزات ، ابتدا آهن و مس و سپس طلا و مخصوصا نقره نقش معادل مشترك كالا را ايفا مىكرد . بعدها سكه‌هاى ضرب شده جاى قطعات فلزى را گرفت و « پول » بعنوان واسطهء گردش مبادلات پديد آمد . در دولت برده‌دار آسياى غربى و چين و يونان ، از قرن هفتم و هشتم پيش از ميلاد ، پول به صورت سكه رواج مىيابد و مناسبات كالايى - پولى شگل مىگيرد . بدينسان ، تجارت پاى بعرصه مىنهد و بازرگانان پديد مىآيند . اينان ( بازرگانان ) در كار توليد اشتراك ندارند ولى قسمتى از ارزش فراورده‌ها را در جريان مبادله تصاحب مىكنند . توليد خصلت بازرگانى مىيابد ، يعنى محصول بيش از آنچه بايد به مصرف توليدكننده برسد به قصد مبادله توليد مىشود . » « 1 » مبادلهء كالا با پول : وقتى كه يك تبر در مقابل سه گوسفند مبادله مىشود ، بدين‌معنى است كه يك تبر برابر سه گوسفند ارزش دارد . با اين عمل ، مفهوم ارزش تجلى مىكند يعنى ارزش مبادله روشن مىشود . شكى نيست كه احتياج يا ميل خريدار و فروشنده ، در بازار دخالت مىكنند ، و اگر مالك گوسفند احتياج بيشترى به تبر داشته باشد ، ممكن است در مقابل يك تبر بيش از سه گوسفند بدهد ، و همانطور اگر مالك تبر به حشم احتياج بيشترى داشته باشد ، حاضر

--> ( 1 ) . تاريخ جهان باستان ، پيشين . ج 2 . [ ديباچه ] ، ص « نه » .