مرتضى راوندى
449
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
است در مقابل چهار گوسفند دو تبر به فروشنده بدهد . بنابراين ، مىتوان گفت تعادل ميل يا « احتياج » خريدار و فروشنده ، مبادله را امكانپذير مىكند . نكتهء ديگرى كه از لحاظ اقتصادى قابل توجه است اينكه هر كالا داراى يك يا چندين ارزش استعمال است كه مخصوص خود آن كالا مىباشد ؛ مثلا از گوسفند پشم و شير و گوشت و پوست آن مورد استفاده و استعمال قرار مىگيرد . ولى در جريان معامله ، فقط دو طرف ارزش مبادلهء آن و بطور كلى « ارزش » آن را در نظر مىگيرند . سادهترين نوع مبادله ، چنان كه گفتيم ، معاوضهء كالاهايى با كالاى ديگر است . ولى با گذشت زمان ، فروشندگان براى سهولت كار ، در صدد برآمدند كالايى پيدا كنند كه داراى ارزش معادل عمومى باشد ؛ و سرانجام ، پول اين نقش را به عهده مىگيرد . شايد قرنها حشم نقش پول را انجام مىداد ولى چون مردم در عمل ديدند كه چهارپايان سنگين ، و حملونقل آنها براى مبادله دشوار است بنابراين ، بتدريج ، پول عهدهدار ايفاى نقش ارزش معادل عمومى گرديد . بطور خلاصه ، طلا و نقره داراى اين خاصيت فيزيكى هستند كه در حجم كوچك مقدار زيادى « كار متبلور » را نشان مىدهند ؛ قابل تجزيه به اجزاى كوچك و فسادناپذيرند ؛ حمل آنها آسان است . همين جهات و عوامل مثبت ، موجب شده است كه از قديمترين ايام ، طلا و نقره و تركيبات آنها يا فلزات ديگر بعنوان پول رايج معمول گردد و مبادلهء كالا با كالا متروك و بجاى آن مبادلاتى كه پول در آنها واسطه است معمول و رايج گردد - مبادله عملى است كه صاحبان دو كالاى مختلف ولى همارزش را باهم مربوط مىكند . چنان كه اشاره كرديم ، در دورهء بردگى و در جامعهء طبقاتى ، مهمترين فعاليت اقتصادى ، كشاورزى و دامپرورى بود ؛ پرورش گاو ، گوسفند ، بز و اسب و خوك معمول بود . در اين جامعهء طبقاتى ، ارباب هم كار مىكند ولى از حاصل كار ديگران ، بخصوص بردگان ، نيز بهرهبردارى مى - كند . مهمترين ابزار كار ، تبر ، اره و گاوآهن است . در ساختمان گاوآهنهاى اوليه بجاى آهن از چوب استفاده مىكردند و پس از چندى ، داسغاله جاى خود را به « داس » داد . انسانهاى اين دوره ، گندم را با شلاق يا بوسيلهء حركت دادن حيوانات روى خوشهها مىكوبند و آن را در هاون با اسبابهاى دستى ديگر آرد مىكنند . زمينهاى قابل كشت تحت مالكيت خصوصى درآمده ولى چراگاهها هنوز اشتراكى است ، و چنين به نظر مىرسد كه هنوز از مالكيت دستهجمعى قديم بقايايى موجود است . در بعضى از كشورهاى باستانى ، از مس ، قلع ، آهن ، نقره و طلا و پشم حيوانات و كتان و چوب و پوست و گلرس براى تأمين احتياجات اقتصادى استفاده مىكنند . مبادلات و دادوستد در سطحى ابتدايى انجام مىگيرد . چنان كه در سطور پيش يادآور شديم ، مبادله به صورت تعويض كالايى با كالاهاى ديگر صورت مىگيرد ؛ مثلا عاج و عنبر را با گاو و گوسفند مبادله مىكنند يا مثلا در يونان ، براى خريد يك « برده » چهار گاو مىدادند . ثروت را با گلههاى بز و خوك تقويم و تخمين مىزنند . در كتاب مقدس ( تورات ) ، مكرر ، از گلهداران بزرگ عهد عتيق سخن بميان آمده است . در نتيجهء مبادله كالاها ، تجارت و در پناه تجارت ، نخستين شهرها بوجود مىآيد . مركز تجمع پيشهوران ، بيشتر در شهرهاست . هريك از محصولات كار پيشهوران ارزش استعمال خاصى دارد . چنان كه مىدانيم ، ارزش استعمال تبر باارزش استعمال لباس يكسان نيست .