مرتضى راوندى

436

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

به تخفيف مبذول داشت ، و حكم اعلى صادر شد كه شهرى به از اول بناكنند . » « 1 » بيمارى طاعون رضا قلى ميرزا در سفرنامهء خود ، پس از بازگشت از اروپا ، در اسلامبول ، مواجه با بيمارى طاعون مىشود : « يوم سه‌شنبه شانزدهم ، از قسطنطنيه اخبارى آمد كه طاعون شدتى كرده روزى دو هزار نفر تلف مىشوند . در آن مقدمه ، در چارهء آن بليه متحير و بيچاره بوديم كه بعد از مدت دو سال مسافرت ، بدان درد بىدرمان چه سازيم و چارهء آن غايله را چه كنيم . » « 2 » قحطى دامنهء قحطيهاى زيانبخش و فلاكت‌بار تا پايان عهد قاجاريه ادامه يافت . چنان كه ديديم ، در هر قرن ، چندين بار مردم با بلاى خشكى و قحطى روبرو مىشدند و ميليونها انسان به خاك هلاك مىافتادند . در يادداشتهاى سپهسالار تنكابنى نيز صحنه‌اى چند از قحطى سال 1336 [ هجرى قمرى ] توصيف شده است : « امشب كه شب سه‌شنبه 21 ماه جمادى الاول 1336 است ، فردا صبح ، انشاء اللّه تعالى ، مىخواهم بروم به سمت قزوين ، براى سركشى سدى كه ساخته‌ام . . . الآن چند ماه است كه طهران قحطى و گرانى ، گندم خروارى يكصد و ده تومان رسيده كه شاه به اين قيمت ، پريروز ، از گندم ذخيره‌اش به مردم بيچاره فروخته است . برنج خروارى صد تومان الى يكصد و بيست تومان ؛ جو خروارى هشتاد تومان . تمام دكاكين نانوايى بسته است . مردم گرسنه ، از دهات نان مىآورند . دو روز است كه يك من تبريز يك [ تومان ؟ ] الى 12 قران مىخرند . . . بنده روزى 400 نفر فقرا را غذا مىدهم و روزى صد نفر را يكى يك قران عليحده پول مىدهم ؛ و امسال به قدر دويست هزار تومان خدا را شاهد مىگيرم ، به مردم انفاق و اعانه دادم . گندم و جوى خودم را هم به قيمت سى تومان الى چهل تومان فروختم . . . على الحساب ، روزى پنجاه نفر اقلا از گرسنگى مىميرند . بيشتر تقصير بىحاكمى است ؛ دولت نداريم ، پادشاه طفل ، آن هم آدم به دور ؛ از شهر فرار كرده رفته است به فرح‌آباد نشسته . گندمى انبار دارد ، خيالش نگران فروش است . . . ايران در تمام ولايات [ دچار ] گرانى ، قحطى ، گرفتارى ، بيصاحبى . . . در اين سفر . . . عازم و جازم شده‌ام كه خدمتى به ملت و دولت و انتظام مملكت خود امسال كه 73 سال است از عمرم مىگذرد ، بنمايم . » « 3 » زمين لرزه و حريق در رشت شهر رشت در طى تاريخ چندين بار دستخوش زلزله و حريق گرديده است . مهمترين زلزله‌ها در سالهاى 1121 و 1125 و 1223 و 1260 اتفاق افتاده است . اين شهر در سال 1165 هجرى ، بوسيلهء لشكريان محمد حسن خان قاجار ويران گرديد و بعد هم سربازان كريمخان زند آن را به آتش كشيدند . در حريق سال 1304 هجرى ، ( 1752 ميلادى ) تمام بازار و دو مسجد و تعداد زيادى از كاروانسراها ويران گرديد . در سال 1316 هجرى ( 1899 ميلادى ) قسمت اعظم بازار و تعداد زيادى كاروانسرا و حمام و مسجد ويران شد ، و در حريق 1320 هجرى ( 1902 -

--> ( 1 ) . همان . ص 286 - 285 ( به اختصار ) . ( 2 ) . سفرنامهء رضا قلى ميرزا نوهء فتحعلى شاه ، پيشين . ص 658 . ( 3 ) . محمود تفضلى ، يادداشتهاى سپهسالار تنكابنى ، ( مقاله ) ؛ مجلهء راهنماى كتاب . سال چهارم ، شمارهء 5 و 6 .