مرتضى راوندى
415
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
خشكسالى ، قحطى ، امراض و بليات اجتماعى در ايران قرون وسطى در دوران قرون وسطى ، غير از مظالم و لشكركشيهاى دائمى فئودالها و حمله و چپاول قبايل چادرنشين ، به علت عقبماندگى فرهنگى و ابتدايى بودن رژيم اقتصادى و نبودن وسايل حملونقل سريع و نارسايى علم طب ، همه ساله عدهء كثيرى از سكنهء شهرهاى مختلف آسياى ميانه و شرق نزديك ، در اثر حوادث و اتفاقات ناگوار طبيعى ، نظير قحطى و خشكسالى سيل ، حريق ، زلزله ، طاعون ، و با ، حملهء ملخ و سن ، و ديگر بيماريهاى مسرى و بادهاى تند و برف و بوران شديد و نظاير اينها دستخوش فنا و نيستى مىشدند . اكنون با استفاده از منابع مختلف ، به ذكر شمهاى از حوادث ناگوار تاريخى آن دوران مىپردازيم : قحطى ناشى از كمآبى ، در ايران ، سابقهء چند هزار ساله دارد . از متون و اسناد تاريخى و سنگنبشتهها به خوبى پيداست كه از ديرباز ، زمامداران و مردم ايران از نيامدن برف و باران و ظهور قحطى بيم داشتند . در تاريخ طبرى ، مىخوانيم كه كشور ايران در زمان فيروز ، هفت سال متوالى ، به بلاى قحطى گرفتار شد . رودخانهها و قنوات و چشمهسارها خشك گرديد ، و باغها و درختان بىثمر گشت و رستنيهاى بيشهها و دشتها و تپهها به كلى از ميان رفت و حتى پرندگان و درندگان نابود شدند و چهارپايان و دواب به حدى ناتوان شدند كه قدرت باربرى نداشتند . آب دجله فرونشست . . . فيروز به كليه ولايتها و شهرستانها نوشت كه هيچكسى را به دادن باج و خراج مكلف نمىسازد و كسى را به سخره و بيگارى وادار نمىكند . . . در نامهء ديگرى خطاب به عموم رعايا نوشت كه هركس ذخيره و دفينه يا گوشت و خوراكى يا غذايى كه به قوت مردم مدد كند ، داشته باشد ، بايد در اين موقع ، بيرون بياورد و در اختيار عموم بگذارد و با مردم مواسات كند . و حال توانگر و بينوا و بزرگ و كوچك بايد يكسان باشد . و تذكر داد ، هرگاه بشنوم كسى در شهر ياقريهاى از گرسنگى مرده باشد ، مردم آنجا را مورد بازخواست قرار خواهم داد . فيروز در پرتو اين تدبير ، توانست مردم مملكت را در طول مدت آن هفت سال قحطى اداره كند . « 1 » همچنين در تاريخ طبرستان ، آمده است كه در عهد اردشيرين بابك ، قحطسالى افتاد . رعايا از نيامدن باران شكايت كردند . وى در پاسخ نوشت : « اذا قحط المطرجادت سحائب الملك
--> ( 1 ) . ر ك : محمد بن جرير طبرى ، تاريخ الرسل و الملوك . ترجمهء صادق نشأت ، ص 158 .