مرتضى راوندى

410

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در بعضى از شهرهاى چين ، بموجب آمار ، جمعيت بسرعت فزونى مىگرفت ؛ فى المثل در شهر هانگ‌چئو ، در فاصلهء بين قرن 12 تا 13 ميلادى ، سه‌بار آمارگيرى شد : بين سال 1165 تا سال 1173 در اين شهر 104669 خانواده زندگى مىكردند كه اگر افراد هر خانواده را بين چهار يا 5 نفر بگيريم ، جمعيت شهر اندكى كمتر از نيم مليون مىشود . در بين سالهاى 1241 و 1252 ، بموجب آمار 111236 خانواده زندگى مىكردند ؛ يعنى بنا به مقياسى كه ذكر كرديم جمعيت شهر از 500 هزار نفر متجاوز بود . و بالاخره در سال 1270 ، بموجب آمار ، 186330 خانواده در اين شهر فعاليت مىكردند ؛ يعنى جمعيت تقريبى اين شهر به 900 هزار نفر مىرسيد . اين افزايش جمعيت در طى 30 سال بعد از سال 1270 ، در كشور چين قابل توجه و شايان دقت است . در نيمهء دوم قرن سيزدهم ، يكى از مشكلات اجتماعى كمبود مسكن بود . در چين ، قرون وسطى ، شهرهاى بزرگ و وسيعى وجود داشت ؛ از جمله شهر چانگ آن « 1 » ، پايتخت سلسلهء تانگ ( از قرن هفتم تا قرن دهم ) كه كمى كوچكتر از پاريس امروزى بود . سلاطين و امپراتوران چين در راه زيبايى شهرها كوشش مىكردند . بطوريكه ماركوپولو متذكر شده ، شاه هنگام عبور در شهر ، اگر به خانهء محقرى برمىخورد با دادن پول ، صاحبخانه را مجبور مىكرد به زيبايى و وسعت منزل خود بيفزايد . بناها چند طبقه بود و طبقهء زير ، معمولا مغازه يا كارگاه پيشه‌وران بود و در طبقات بالا يك يا چند خانواده سكونت داشتند . خانه‌هاى دولتى بوسيلهء سازمان مخصوصى اداره مىشد . در بعضى از بلاد چين ، خطر حريق و آتش‌سوزى زياد بود و دولت براى مبارزه با اين مشكل ، تدابيرى به كار مىبرد ؛ از جمله در شهرهاى نونگ در فاصلهء هر 500 متر ، صد سرباز ( مجهز به وسايل لازم از قبيل اره ، تبر ، قيچى و جز اينها ) كشيك مىدادند و همين كه حريقى رخ مىداد ، بيدرنگ ، بطور دسته‌جمعى ، به مبارزه مىپرداختند . با اين حال ، گاه آتش‌سوزى زيانهاى فراوان ببار مىآورد ؛ و از جمله در سال 1132 ميلادى ، درهاى نونگ در اثر يك آتش‌سوزى 13 هزار خانه و در سال 1137 در نتيجهء حريق ديگرى ، ده هزار خانه ويران شد . مردم براى جلوگيرى از حريق ، موظف بودند مراقبتهاى لازم را به عمل آورند . هرگاه خانه‌اى آتش مىگرفت ، مدير و مالك آن در مقابل دولت مسؤول بود . در داخل شهرها مهمترين وسيلهء نقليه درشكه يا كالسكه‌هاى طويلى بود كه روى آن پوشيده بود و در داخل آن بالشهاى نرمى براى مسافرين قرار داده بودند . هريك از اين درشكه‌ها قادر بود شش نفر را براحتى از محلى به محل ديگر منتقل سازد . وسيلهء نقليهء انفرادى براى ثروتمندان بود ؛ و براى خانمها صندليهاى مخصوص چرخدارى بود كه بوسيلهء آدم كشيده مىشد . برنج ، گوشت خوك و ماهى قوت غالب مردم بود . قصابها ، در بلاد مسلمان‌نشين گاو و گوساله را ذبح مىكردند . گوشت اسب و بز خوراك اغنيا و ثروتمندان بود . » « 2 » در قرن دهم و يازدهم ، يعنى در همان دورانى كه اروپا اندك‌اندك با زندگى شهرى

--> ( 1 ) . Tchang - An ( 2 ) . ژاك ژرنه ، زندگى روزمره در چين . ترجمهء ايزدپناه [ قبل از انتشار ] .