مرتضى راوندى
403
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مىدهد . « 1 » سياحان ديگرى كه در دورهء قرون وسطى ، از بلاد شرق ديدن كردهاند نيز مطالب جالبى نوشتهاند . از جمله ، ابن بطوطه كه در سال سىام قرن 14 پس از سقوط حكومت سلاجقه از شرق نزديك و ميانه ديدن كرده است ، مىنويسد : قونيه شهر بزرگى است . خوب ساخته شده . فراوانى آب و باغ و چشمه بر زيبايى آن افزوده است . كوچههاى وسيع و بازارهاى زيبا دارد . هر صنف و رسته در محل معينى كار مىكنند ؛ زرگرها ، بزازها ، صحافها ، هريك محلى مخصوص به خود دارد . قحطى شديد : در سال 323 ، در خراسان ، تنگى و غلائى سخت روى داد و گروهى بسيار از گرسنگى بمردند چندانكه مردم از سپردن ايشان به خاك ناتوان ماندند و بيگانگان و درويشان چندان مىمردند كه كس كفن و دفن ايشان نمىتوانست . » « 2 » در سال 373 هجرى ، در خراسان و گرگان وباى سختى بروز كرد و در همان سال قحطى شديدى در بغداد روى نمود و منتهى به مرگ عدهء زيادى شد . در سال 378 ، مجددا در بصره و چند نقطهء ديگر ، در اثر گرماى شديد و بروز و با ، جمع كثيرى جان سپردند به حدى كه كوچهها از مرده پر شده بود . همچنين در سال 376 ، در موصل ، زلزلهء سختى واقع شد و خانههاى بسيار ويران گرديد . در سال بعد ، در بغداد ، قحط و غلاى شديدى اتفاق افتاد و در سال 383 مجددا در بغداد قحطى شديدى روى داد ، بطوريكه يك رطل نان 40 درهم خريد و فروش مىشد . در سال 383 در موصل قحطى به جايى رسيد كه يك كر آرد را به 260 درهم و يك كر گندم را 6600 درهم غياثى مىفروختند . و در سال 428 ، در اكثر كشورهاى شرق نزديك ، قحطى و سختى روى داد . اينك با مراجعه به اسناد تاريخى ، چند مورد از قحطيها و ديگر بليات را نقل مىكنيم : « جنيد بن عبد الرحمن چهار سال والى خراسان بود . در اين مدت ، يك قطره باران بر زمين نيامد و قحطى شد . روزى مردمان از گرسنگى فرياد برآوردند . جنيد گفت : اين چه افغان است ؟ گفتند : مردم از گرسنگى بفرياد آمدهاند . يك درم فرستاد يك تا نان آوردند . او را غضب شد و گفت : يك تا نان به يك درم مىدهند و اينان از گرسنگى فرياد مىكنند . من يك سال ديگر والى بودهام « گندم را بدانه مىفروختند . » اين سخن جنيد بگفت و بمرد . چون فرياد و فزع از خانهء او برآمد ، باران باستاد ؛ به حدى كه آن روز ، جنازه از جهت باران در خانه بماند . » در تاريخ يزد ، در وصف مسجد جمعهء قديم ، مىنويسد : « آن مسجد از استحداث گرشاسب بن فرامرز بن علاء الدوله ، و دو مسجد است متصل آن ، كتابخانه و جماعتخانه و غرفههاى نيكو دارد . . . طاق و گنبدى رفيع و غرفهها بر آن نهاده ، و در ساحت مسجد ، هفت در بر آن مفتوح كرده . از موقوفات مسحد ، حوانيت اين مسجد عمارت كردند . بناى اين مسجد در ثمان و -
--> ( 1 ) . ر ك : مجلهء مهر . سال اول ؛ دكتر رضازادهء شفق ، « سفارت كلاويو به دربار تيمور » [ مقاله ] ، ص 365 - 362 و 432 - 428 . ( 2 ) . ر ك : الكامل ، پيشين . « وقايع سال 323 » .