مرتضى راوندى
392
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اهالى سرگردان و بيچاره بودند ؛ و بالاخره در پايان قرن هشتم ، جنگهاى امير تيمور ويرانى و خرابى كرمان را تكميل كرد . مقدسى در قرن چهارم ، كرمان را به پنج ولايت تقسيم كرده كه عبارتند از : بردسير ، سيرجان ، بم ، نرماسير ، جيرفت . سيرجان در زمان اصطخرى ، بزرگترين شهر كرمان بود . سقف خانههاى آن شهر را به علت كم بودن چوب طاق زده بودند . مقدسى گويد : سيرجان در زمان آل - بويه ، از شيراز بزرگتر و باشكوهتر بود و دو بازار داشت : كهنه و نو ، با سرمايههاى هنگفت و پارچههاى قماشى كه سيرجان از جهت آنها معروفيت خاص داشت . همچنين كوچههاى وسيع و عمارتهاى خوب و باغستان و هشت دروازه داشت . آب شهر از دو قنات تأمين مىشد . » « 1 » حمد اللّه مستوفى ، بعد از هجوم مغول ، دربارهء آن شهر گويد : حاصلش غله و پنبه و خرما بود و در او قلعهاى محكم است . ابن حوقل ، در قرن چهارم ، دربارهء ولايت بم ، مىگويد كه هوايش سالم و نخلستانهاى بسيار دارد و سه مسجد دارد به نام مسجد خوارج ، بزاران و مسجد قلعه . در بم ، پارچههاى زيبا و فاخر از پنبه مىبافند . عمامه و دستمال و طيلسان نيز در آنجا تهيه مىكنند و بيشتر بازارها در خارج شهر و چند تا در داخل شهر قرار دارد . » « 2 » اصطخرى دربارهء خورستان مىنويسد : « از شوشتر جامههاى ديباى گرانمايه خيزد ، و كسوت خانهء كعبه آنجا سازند و سلطان را آنجا طراز باشد . و در اين حدود ، جايى است كه آن را بصنى خوانند . پردههاى نيكو بافند . و به كليوان و برذون پردهها بافند و عمل بصنى بر آن نويسند . و به رامهرمز ، جامههاى ابريشم خيزد . » « 3 » اصطخرى ، ضمن توصيف كالاهاى شهر رى ، نوشته است : « از آنجا كرباسها و گليمهاى نرم خيزد كه به آفاق برند . . . و از رى پنبه به بغداد آرند ، و به آذربايگان برند و جامهء نرم منير خيزد . » « 4 » « از همهء طبرستان ، ابريشم بسيار خيزد ؛ خاصه به آمل و جامههاى ابريشمين و صوف از آنجا خيزد . . . ابريشم و جامههاى نيكو خيزد از گرگان . » « 5 » لسترنج خاورشناس شهير در كتاب سرزمينهاى خلافت شرقى ، ضمن شرح محصولات و صادرات شهرهاى قرون وسطايى ايران ، از قول مورخان و محققان بزرگ و مشهور دوران اسلامى ، مطالبى نقل كرده است كه آنچه از آنها مربوط به رواج و پيشرفت صنعت پارچهبافى و فرشبافى در آن زمان است نقل مىگردد : « گليمبافى و قلابدوزى فارس همه وقت معروف بود و در مشرق زمين كه لباس ، مشخص مقام و منزلت افراد بود ، پارچههاى زربفت خاصى براى مصرف شخص پادشاه در هريك از شهرهاى فارس ساخته مىشد و روى آن پارچهها نام و طغراى سلطان قلابدوزى مىگرديد . بهترين اين نوع پارچهها از توج صادر مىگرديد . همچنين در فسا انواع زريهايى كه نام پادشاه
--> ( 1 ) . جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، پيشين . ص 323 - 319 . به ( اختصار ) . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 334 . ( 3 ) . مسالك و ممالك ، پيشين . ص 92 . ( 4 ) . همان . ص 171 . ( 5 ) . همان . ص 173 .