مرتضى راوندى

387

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در كتاب حدود العالم ، در وصف طبرستان ، چنين آمده است : « ناحيتيست بزرگ . . . حدش از چالوس است تا حد تميشه . و اين ناحيتيست آبادان و با كشت و برز ، و بسيار خواسته و بازرگانان بسيار ؛ و طعامشان بيشترين ، نان برنج است و ماهى ؛ و بام خانه‌هاشان همه سفال سرخ است از بسيارى باران » « 1 » « نويسندهء حدود العالم در مورد سارى ، مىنويسد : « شهرى است آبادان ، با نعمت و مردم و بازرگانان بسيار ؛ و از وى جامهء حرير و پرنيان و خاوخيز خيزد و از وى ما زعفران و ما صندل و ما خلوق خيزد كه به همهء جهان از آنجا برند . » « 2 » ابن حوقل مىنويسد : « بزرگترين شهر طبرستان ، شهر آمل است و در گذشته ، حاكم‌نشين آن سارى بود . سرزمينى است پرآب و ميوه . درختان بزرگ دارد . اغلب بيشه و جنگل است . بناهاى آن از چوب و نى ؛ و اقليمى پرباران است و بسا اوقات يك سال تمام ، بىوقفه ، باران مىآيد و آفتاب ظاهر نمىشود . بامها از خشت پخته مفروش است . آمل شهرى قديمى و از قزوين بزرگتر است . در ميان كشورها ناحيه‌اى در كثرت ابريشم ، به پايهء طبرستان نمىرسد . مردم طبرستان پرمو ، پيوسته ابرو و داراى سرعت تكلم هستند . خوراك آنها نان ، برنج و ماهى و سير است . از طبرستان جامه‌هاى گوناگون ابريشمى ، پشمى گرانبها و گليم سياه بدست مىآيد . پارچه‌هاى پنبه‌اى و شرابى مىبافند . » « 3 » لسترنج ، ضمن توصيف منطقهء مازندران ، مىنويسد : « آخرين قسمتى از كشور ايران كه به كيش مسلمانى درآمد ، طبرستان بود ، و حكمرانان آنجا ، اسپهبدان ، بيش از يك قرن پس از فتوحات عرب ، در كوهستانهاى خود مستقل باقى ماندند و تا نيمهء دوم قرن دوم هجرى ، هنوز روى سكه‌هايى كه در آن منطقه ضرب مىشد خط پهلوى نقش بود و مردم بر دين زرتشت بودند . محصولات آن نواحى در قرن چهارم ، به قول مقدسى ، سير ، برنج ، كتان و پرندگان دريايى و ماهى بود . . . بعد از قرن چهارم هجرى ، به گفتهء قزوينى ، اهالى آن منطقه به تربيت كرم ابريشم مىپرداختند و به همين جهت ، ابريشم بسيار از آنجا صادر مىشد . پارچه‌هاى پشمى و فرش و انواع پوشاك و دستار نيز در آنجا مىبافتند . تهيهء ظروف چوبى از قبيل انواع كاسه و اشياء ديگر كه آنها را از چوب شمشاد مىساختند رواج داشت ، و به قول ابن حوقل ، خانه‌هاى آن ايالت نيز بيشتر از چوب و نى ساخته مىشد . » « 4 » نويسندهء گمنام حدود العالم ، آمل را شهرى عظيم و مستقر ملوك طبرستان و جاى بازرگانان و علما مىداند : « از وى جامهء كتان و دستار خيش و فرش طبرى و ترنج و نارنج خيزد و گليم سپيد گومش و گليم ديلمى زربافت و دستار زربافت گوناگون و كميخته خيزد و از وى آلتهاى چوبين خيزد چون كفجه و شانه و ترازو و كاسه و طبق و طنبورى و آنچ بدين ماند . » « 5 »

--> ( 1 ) . همان [ ضمائم ] . ص 550 - 549 . ( 2 ) . همان [ ضمائم ] . ص 547 ( 3 ) . صورة الارض ، پيشين . ص 123 ( به اختصار ) . ( 4 ) . جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، پيشين . ص 395 - 394 . ( 5 ) . همان . ص 539 .