مرتضى راوندى

383

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و بر جمع مال حريص . و مردمان پارس هركجا باشند توانگر و متميز باشند و با ديانت . » « 1 » اصطخرى در پيرامون محصولات صادراتى فارس ، مىگويد : مهمترين محصولات صادراتى فارس ، در حدود قرن پنجم و ششم هجرى ، گلاب و آب طلع ( طلع يعنى شكوفهء خرما ) و زعفران و آب بيذ و روغنهاى مختلف طبى و نباتى بود . از مصنوعات فارس جامه‌هاى كتان ، و طرازها و جامه‌هاى ديبا و جامه‌هاى زربفت و جامه‌ها و بردهاى عالى است . و از مهمترين منسوجات يزد و ابرقوه ، جامه‌هاى پنبه‌اى و حرير است . و در غندجان ، بساطها و پرده‌هاى نيكو و ، در ديگر نقاط فارس ، عود و عنبر و كافور و جواهر و خيزران و عاج و آبنوس و پلپل ( فلفل ) و صندل و مواد معطره و داروهاى مختلف به عمل مىآمد كه قابل صدور به نقاط مختلف جهان بود ، و از بركت اين محصولات متنوع ، كار بازرگانى رواج تمام داشت تا جايى كه به قول نويسندهء كتاب : عده‌اى از بازرگانان اين خطه « هر يك شست بار هزار هزار درم سرمايه داشتند . » و از معادن مهم فارس ، معدن آهن ، سرب ، گوگرد ، نفت و سيم را ذكر مىكند . « 2 » ابو اسحق اصطخرى در كتاب المسألك و الممالك ضمن ذكر : « آنچه از ديار فارس برآيد به شهرهاى ديگر برند ، مىنويسد : « و از شينيز و جنابا و كازرون و توج جامه‌هاى كتان خيزد و سلطان را در هر شهرى طرازى هست و جامه‌هاى بسيارى به آفاق ببرند ، و در پسا ( فسا ) طراز ديباست سلطان را . . . و جامه‌هاى زربفت در پسا ببافند ، و از قزوشعر ، جامه‌ها و بردهاى مرتفع بافند . و از يزد و ابرقوه جامه‌هاى پنبه خيزد و حرير . و از غندجان - كه قصبهء دشت وارين باشد - بساطها و بردهاى نيكو خيزد ، و سلطان را آنجا كارگاه است . و سوزن كرد پسا ، بر سوزن كرد قرقوب قيمت زيادت دارد ؛ ايرا ( زيرا ) كه به قرقوب از فريشم ( ابريشم ) بافند و در پسا از ريسمان و پشم . برد شيرازى معروف است . » « 3 » وضع عمومى فارس « شيراز در قرن چهارم ، قريب يك فرسخ وسعت داشت و داراى بازارهاى تنگ ولى پرجمعيت بود و هشت دروازه داشت . عضد الدولهء ديلمى در آن ، قصرى عظيم و بيمارستانى بنا نمود . در نزديكى شهر پشمبافان ، خزدوزان و ديگر پيشه‌وران سكونت داشتند . باروى شيراز بهمت صمصام الدوله ، پسر عضد الدوله ، ساخته شد . حمد اللّه مستوفى براى شيراز ، هفده محله و نه دروازه ذكر مىكند و ضمن توصيف هواى مطبوع آن ، از كوچه‌هاى آلوده و چركين اين شهر شكايت دارد . در آن موقع ، شيراز سه مسجد داشت . وى دربارهء شهر سيمكان مىنويسد : سيمكان شهرى است كه از وسط آن رودى مىگذرد و بر روى آن پلى ساخته‌اند : طرف بالاى پل ، سردسير است و درختانى نظير جوز ( بادام ) و چنار و امثال آن مىرويد و طرف زير پل گرمسير است و درختان ترنج و نارنج و مانند آن مىرويد . و شراب انگور آن‌چنان است كه تا دو سه ليوان آب بر آن اضافه نكنند قابل نوشيدن نيست . » « 4 »

--> ( 1 ) . مسالك و ممالك ، پيشين . ص 121 - 120 ( به اختصار ) . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 134 - 133 . ( 3 ) . همان . ص 135 - 134 ( به اختصار ) . ( 4 ) . جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، پيشين . ص 273 - 269 ( به اختصار ) .